تبلیغات
آه...که چه بگویم

آه...که چه بگویم
نظر سنجی
نظر شما در مورد این وبلاگ چیست؟





ابر برچسب ها
عام الحُزن (سال غم) سدره المنتهی سیرت بعد از نبی انواع گوناگون وحی عالم برزخ مقدّمات هجرت غار حرا ابوبکد صدیق مسجدالنبی تمدن اسلامی بیعت عقبه اول فرش اولین غذایی که مؤمنان بعد از دخول به بهشت می‌خورند قدر و منزلت زن بهترین پاداش آداب غذا خوردن پیمان با یهودیان مدینه اسرا و معراج ابو موسی اشعری خوردن و آشامیدن در بهشت ساکنان مدینه و اوضاع آنان به هنگام هجرت عالم برزخ و روز محشر ولادت پیامبر معماری اسلامی رسول الله «خداوند زیباست و زیبای ها را دوست دارد» بهشت و جهنم تمدن اسلام خلاصه زندگی پیامبر قبل از نبوت هجرت پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ از مکه به مدینه خلفای راشدین غزوهٔ بدر بزرگ پل صراط خاک بهشت مسلمان شدن سیدنا امام عمربن الخطاب(رض) ابوبکر پیامبر در طائف اسلام آوردن سیدنا حمزه روح ابوبکر صدیق شفاعت منازل بهشت و ارتفاع آن آداب مسجد شیخ مصطفی امامی بیعت عَقَبهٔ دوم محبت دعوت مخفی پیامبر و مسلمانان پیشتاز نخستین غَزوات مسلمانان آه...که چه بگویم پیامبر
فتح قسطنطنیه و تغییر مسیر تاریخ (1453 م) (1)

آنچه را که خواهید خواند، یک افسانه و یا یک فیلم حماسی نیست که ساخته و پرداخته‌ی ذهن نویسنده باشد، بلکه گوشه‫‌هایی است از تاریخ یک ملت، از افتخارآفرینی‌های آنها و از عزت و نصرتی که برای مسلمانان به ارمغان آوردند. گوشه‫‌ای از تاریخ مسلمانانِ عثمانی و فتح قسطنطنیه، توسط سلطانِ غازی ومجاهدِ مؤمن، سلطان محمد فاتح که با رهبریِ حکیمانه‌ی او و جان‌فشانی‌های مجاهدین تحت حمایت او، وعده‫‌ی رسول الله صلی الله علیه و سلم تحقق بخشیده شد.رسول الله (صلی الله علیه وسلم) می‫‌فرماید: «همانا قسطنطنیة را فتح خواهید کرد؛ چه نیک امیری است امیر آن و چه نیکو لشکری است آن لشکر»

محمد دوم ملقب به سلطان محمد فاتح در سال ۱۴۵۱م و در سن ۲۲ سالگی به حکومت رسید.

وی از جمله شخصیت‌های بی نظیری بود که قدرت و عدالت، یکجا در او جمع شده بود و در همان ابتدای نوجوانی‌اش در بسیاری از علوم، از هم‌سن و سالانش پیشی گرفت.

علمای مسلمان نقش بسیار مهمی در تربیت او، بر دوستیِ اسلام و ایمان، وعمل به قرآن و سنت، و حرکت در مسیر اصحاب رسول الله (صلی الله علیه وسلم) داشتند. لذا او بر پایبندی به شریعت اسلامی اهتمام خاصی داشت وتقوا و ورع را رعایت می‫‌کرد وعلم وعلما را بسیار دوست داشت و برای نشر علوم بسیار تشویق می‌کرد.

وی پس از به حکومت رسیدن، مسیر پدر و اجدادش را در ادامه‌ی فتوحات اسلامی و هدف قرار دادن قلب و مرکز حکومت صلیبی (قسطنطنیه یا استانبول امروزی) دنبال کرد و برای رسیدن به این هدف، اصلاحات زیادی را در اداره‌ی دولت و موارد و مصارف مالیِ آن انجام داد، از اسراف اموال جلوگیری کرد و لشکر اسلامی را بیش از پیش سازماندهی نمود که نتیجه و دستاورد این اصلاحات، فتح قسطنطنیه یعنی بزرگترین فتح و مهم‌ترین آن‌ها پس از عصر خلفای راشدین بود.

فتح قسطنطنیه:

قسطنطنیه از مهم‌ترین و زیباترین شهرهای آن زمان بود که در سال ۳۳۰ م توسط امپراطور بیزانس، قسطنطین اول بنا نهاده شد و دارای موقیتی بی‫نظیر بود که درباره‌ی آن گفته شده: «اگر تمام جهان یک کشور محسوب می‌شد،همانا قسطنطنیه بهترین و شایسته‌ترین شهر برای پایتختی آن بود».

از مهم‌ترین دلایل و انگیزه‌های امیران مسلمان برای فتح این شهر، توصیف و تمجید فاتح و لشکر فتح کننده‫‌ی این شهر توسط رسول الله (صلی الله علیه وسلم) بود. بنابراین در زمان خلافت بنی امیه و بنی عباس، چندین بار برای فتح آن اقدام شد، اما به دلیل موقعیت استراتژیک و منحصر به‫ فرد آن، موفق به این کار نشدند.

سلاطین عثمانی قبل از محمد فاتح نیز بارها تا نزدیکی‌های قسطنطنیه پیش رفتند و آن را محاصره کردند اما هر بار به دلایل مختلف از جمله، حمله‌ی تیمور لنگ به سرزمین‌های اسلامی، موفق به این کار نشدند.

زمانی که محمد فاتح به خلافت رسید به دنبال راهی برای فتح قسطنطنیه بود. از جمله علمایی که او را برای این کار بسیار تشویق می‫کرد و در شکل گیری شخصیت سلطان محمد تأثیر بسزایی داشت شیخ آق شمس الدین بود. شیخ از زمان کوچکی، دائما به او یادآوی می‫کرد، که او همان امیری است که قسطنطنیه را فتح خواهد کرد و پیامبر در حدیثی او و لشکر او را تمجید کرده است.

سلطان محمد، تمام تلاشش را برای تقویت لشکر عثمانی به کار گرفت و نیرویی متشکل از۲۵۰ هزار مجاهد، را فراهم آورد. سلطان، مجاهدین را با سلاحهای روز مجهز  نمود و علاوه بر آموزشهای نظامی، روح معنویت اسلامی و جهادی را در وجود آنها دمید و ستایش رسول الله صلی الله علیه وسلم را در مورد فاتحین قسطنطنیه به آنها یادآوری کرد.

ازجمله اسلحه‌هایی که سلطان محمد برای ارتش مجاهدین آماده کرد، توپخانه‌هایی بود که وزن آن‌ها به صدها تُن می‌رسید و برای حرکت دادن هر کدام، احتیاج به صد ها گاو نر قوی بود. این در حالی بود که اروپا هرگز وجود چنین اسلحه ای را تصور هم نمی‫‌توانست بکند.

هر چند که این توپ‌ها بسیار ابتدایی بود و برد آن از دو کیلومتر تجاوز نمی‌کرد، اما آن‫ زمان، پیشرفته‌ترین سلاح روز محسوب می‫‌شد. از سوی دیگر از آنجا که قسطنطنیه شبه جزیره‫‌ای بود که سه طرف آن را آب فرا گرفته بود، برای تکمیل محاصره‌ی آن نیاز به کشتی بود، لذا با ساخت بیش از چهارصد ناو جنگیِ مختلف در دریای مرمره، نیروی دریایی عثمانی را برای این فتح مهم و بزرگ، کاملا آماده ساخت و آن را به بزرگ‌ترین نیروی دریایی جهان تبدیل کرد.

از اقدامات دیگر او برای حمله به قسطنطنیه، ساخت قلعه‫‌ی روملی حصار (یا قلعه‫‌ی روم) بر قسمت اروپایی تنگه‫‌ی بوسفور و در تنگ‫‌ترین نقطه‫‌ی مممکن بود که سبب می‫‌شد بر تنگه، کاملا تسلط داشته باشد. ساخت این قلعه سه ماه به طول انجامید و سلطان شخصا در ساخت آن مشارکت داشت که سبب دلگرمی هزاران مجاهدی بود که مشغول ساخت قلعه بودند.

وی همچنین فرمان داد تا منجنیق‫‌ها و توپ‫‌ها را در ساحل و رو به تنگه نصب کنند تا از عبور کشتی‫‌های رومی و اروپایی در بوسفور جلوگیری کنند.

اقدامات امپراطور بیزانس برای مقابله با لشکر اسلام:

در اثنایی که سلطان خود را برای یک حمله‌ی گسترده آماده می‫‌کرد، امپراطور بیزانس سعی داشت با ارسال اموال و هدایای مختلف، او را از این کار منصرف کند. از سوی دیگر با پیشنهاد رشوه به برخی از مستشاران و فرماندهان عثمانی، سعی داشت تا آنها را وادار کند تا سلطان را از این کار منصرف کنند.

اما از آنجایی که سلطان محمد و فرماندهان مخلص و شجاع عثمانی، کاملا بر تصمیم خود مصر بودند و هدف آنها رضایت الله جل جلاله بود، حتی یک لحظه در کار خود درنگ نکردند.

از سوی دیگر امپراطور بیزانس که درمانده شده بود برای نجات حکومت و  کشورش، دست به دامان کشورهای اروپایی شد و از سایر کشورها و در رأس آن‌ها پاپ، رئیس کاتولیک‫‌های اروپا، طلب کمک کرد و به او پیشنهاد داد که در صورت مساعدت آنها، کلیساهای ارتدوکس را تحت أمر او و کلیسای کاتولیک قرار خواهد داد ـ این در حالی بود که کلیساهای دولت بیزانس و کلیسای قسطنطنیه تابع مذهب ارتدوکس بودند و با کلیساهای کاتولیک و سران آن‌ها در اروپا کاملا مخالف بودند ـ بر اساس این پیشنهاد، پاپ نماینده‌ای را به قسطنطنیه فرستاد که در کلیسای ایاصوفیه از مردم درخواست کرد تا از پاپ کاتولیک اطاعت نمایند.

این درخواست، خشم مردم شهر را برانگیخت و  سبب شد تا مردم بر خلاف خواست آن‌ها عمل کنند و حتی برخی از سران امپراطوری ارتدوکس بیان کردند: «ما مشاهده‫‌ی عمامه‫‌های ترکان (مسلمان) را در کشور بیزانس بر مشاهده‫‌ی  کلاه‫‌های فرنگی ترجیح می‫‌دهیم».

موقعیت نظامی قسطنطنیه:

همانطور که گفته شد، سه جهت قسطنطنیه را آب فرا گرفته بود، از سمت جنوب و غرب به دریای مرمره و از شرق و شمال شرقی به تنگه‫‌ی بوسفور و از شمال به شاخ طلایی (خلیج) که بسیار شدید با لشکری بزرگ از آن محافظت می‫‌شد و از ورود هر کشتی به درون آن جلوگیری می‫‌شد.

علاوه بر این در طول این سواحل، دیوارهای بلندی کشیده شده بود.  در ضلع غربی شهر که به خشکی متصل میشد و به قاره اروپا می‌رسید، دیوارهای بزرگ و عریضی از ساحل دریای مرمره تا شاخ طلایی کشیده شده بود  که طول آن بیش از هشت کیلومتر بود.

پس از این دیوار نیز دیوار دیگری کشیده شده بود که با دیوار اولی شصت فوت فاصله داشت. ارتفاع دیوار داخلی چهل فوت بود که بر آن برج‫هایی ساخته شده بود که ارتفاع هر کدام به شصت فوت می‫رسید. دیوار خارجی نیز ارتفاع آن تقریبا به ۲۵ فوت می‫رسید و برج‫های ساخته شده بر آن، پر از سربازان مسلح بود.

در کل قسطنطنیه، با توجه به موقیت طبیعی آن و همچنین دیوارهای اطراف و دژهای موجود از بهترین و مستحکم‌ترین شهرهای جهان، از جنبه‫‌ی نظامی محسوب می‫‌شد که تصرف آن را بسیار مشکل و ظاهرا غیر ممکن می‫‌ساخت. در گذشته و پیش از سلطان محمد، یازده حمله از جانب مجاهدین مسلمان برای تصرف این شهر صورت گرفته  بود که همه‫‌ی این حمله‫‌ها ناکام مانده بود.



آمادگی برای جنگ:

سلطان اخبار دشمن را دریافت می‫‌کرد و شخصا از استحکامات و دیوارها و توان دشمن بازدید می‌نمود. وی همچنین دستور داد راه بین أدرنه و قسطنطنیه را برای انتقال توپ‌ها به قسطنطنیه، هموار سازند.

کار انتقال توپ‌ها به همراه ارتش عظیم عثمانی به فرماندهی سلطان محمد، دو ماه به طول انجامید و در تاریخ ۶ آپریل ۱۴۵۳م سلطان به همراه لشکر عثمانی که نزدیک به ۲۵۰ هزار نفر بودند به اطراف قسطنطنیه رسیدند. در این هنگام سلطان رو به قبله کرده و دو رکعت نماز خواند و از الله جل جلاله طلب نصرت نمود و  تمامی لشکریان نیز به نماز ایستادند و به دعا مشغول شدند.

سپس سلطان سربازان را فرا خوانده وخطابه‌‫ای بسیار تاثیرگذار و قوی خواند و آن‌ها را به جهاد در راه الله و طلب نصرت و شهادت از او تشویق کرد و به آن‌ها صدق و اخلاص در جنگ و قربانی در راه الله  را یادآوری نمود وبا قرائت آیاتی از قرآن که در آن تشویق به جهاد و قتال در راه الله شده است، هدف اسلامی و دینی را برای آنها یادآور گردید.

همچنین حدیث رسول الله (صلی الله علیه وسلم) را که بشارت به فتح قسطنطنیه داده بود و امیر و لشکر آن را ستایش کرده بود را برای آن‌ها قرائت کرد و بیان کرد که عزت اسلام و مسلمین در فتح این کشور خواهد بود. پس لشکر همه شعار الله أکبر و لاإله الا الله سر دادند. از جمله عواملی که سبب بالا رفتن روحیه ی مجاهدین شده بود، حضور علمای دین در میان صفوف مجاهدین بود تا جایی که هر سرباز بی‫‌صبرانه منتظر امر فرمانده برای شروع جنگ بود تا  وظیفه‌ی اسلامی خود را انجام دهد.

آغاز هجوم و محاصره‌ی قسطنطنیه:

قبل از شروع جنگ، سلطان از امپراطور قسطنطین درخواست کرد که شهر را به آن‌ها تسلیم کند و متعهد شد که در صورت تسلیم شهر، با ساکنین آن با احترام برخورد کند و آن‌ها را در اجرای فرایض دینی‫‌شان و پایبندی به معتقداتشان آزاد بگذارد و هیچکس متعرض آن‌ها نشود.

اما امپراطور قسطنطین با اعتماد به دیوارهای مستحکم و برج‌‫های بلند و مملو از سربازان جنگی خود، درخواست سلطان محمد را رد کرد و منتظر رسیدن نیروهای کمکی از اروپا ماند.


در ۱۲ رمضان محاصره شروع شد و سلطان نیروی زمینی خود را به سه دسته تقسیم کرد و آن‌ها را پشت دیوارهای شهر در جهات مختلف، مستقر کرد و نیروی پشتیبانی احتیاطی را  پس از آنها قرا داد. توپخانه‫ها را نیز پشت دیوارها نصب کرد  و ناوهای جنگی را در آبهای اطراف شهر، پخش کرد. این ناوها  به دلیل حمایت شدیدی که از شاخ طلایی می‌شد، نتوانستند وارد آن شوند. نیروی دریایی بیزانس و ایتالیایی هر کشتی را که به خلیج نزدیک می‌شد مورد هدف قرار می‫دادند. اما نیروی دریایی عثمانی توانست جزایر دریای مرمره را به تصرف در آورد.

بیزانسی‫‫‌ها تمام نیروی خود برای دفاع از قسطنطنیه به کار گرفتند و سربازان را بر دیوارها مستقر کردند و استحکامات دفاعی را افزایش دادند.

در روزهای اولیه‌ی محاصره، درگیری‌هایی بین لشکراسلام و لشکر مسیحی رخ داد که در آن تعدادی از مشتاقان شهادت که به دروازه‌‫ی شهر نزدیک شده بودند، به این درجه نایل گشتند. توپخانه‌ی مسلمانان نیز شبانه روز و از جهات مختلف، دشمن را مورد هدف قرار داده بود.

با شلیک هر توپ و صدای مهیب آن که از فاصله ۲۵ کیلومتری شنیده می‌شد، ترس و وحشت بر قلوب بیزانس‫ها سایه می‫افکند و لرزه بر اندام آنها می‌افتاد. شلیک توپ‌ها سبب تخریب قسمتهایی از دیوارها می‌شد، اما مدافعین شهر که تعداد آنها تقریبا چهل هزار سرباز مسلح بود، به سرعت آن را ترمیم می‫کردند.

در زمانی که حملات نیروی زمینی سپاه مسلمان عثمانی در قسمت خشکی شدت یافت، بعضی از ناوهای جنگی مسلمانان فرصت را غنیمت شمرده و سعی کردند وارد بندر و شاخ طلایی شوند، اما کشتی‌های بیزانسی که به شدت از ورودی‌‫های خلیج دفاع می‫‌کردند و به وسیله‌‫ی کشتی‫‌های ایتالیایی و اروپایی حمایت می‌‫شدند، توانستند حملات آن‌ها را دفع کنند و آن‌ها را وادار به عقب‫‌نشینی کنند.

در جهت دیگر، هر چند که عثمانی‌ها کاملا شهر را محاصره کرده بودند و به صورت هلالی شکل در اطراف شهر مستقر شده بودند تا از رسیدن امدادات نظامی و آذوقه به شهر جلوگیری کننند، اما چهار کشتی از پنج کشتی غربی که از سوی پاپ برای کمک به بیزانسی‫‌های تحت محاصره فرستاده شده بود، بدلیل تجربه وخبره‌گی نیروهای آن‌ها در جنگ‌های دریایی و بهره بردن از اسلحه‌‫های آتشین، توانستند دیوار محاصره را بشکنند و خود را به شهر برسانند که این امر سبب شد تا بیزانسی‌‫ها روحیه‌ا‫ی تازه پیدا کنند و با قدرت بیشتری از دروازه‌های خشکی و آبی محافظت کنند.

شکستِ نیروی دریایی عثمانی در چند نقطه سبب شد تا برخی از مشاوران سلطان و در رأس آنها وزیر او خلیل باشا سعی کنند سلطان را راضی کنند تا از محاصره دست برداشته و از تسلط بر شهر منصرف شود و به صلح با بیزانسی‫‌ها راضی گردد. اما سلطان بر هدف خود بسیار مصر بود و دستور داد تجهیزات دفاعی شهر را از هر سو، به توپ ببندند.

عبور دادن ناوهای جنگی از خشکی:

تمام راه‌ها برای گشودن دروازه‌‫های شهر، به شکست انجامیده بود و هیچ راه دیگری  به ذهن سلطان نمی‌رسید که بتواند به نتیجه برسد مگر اینکه بتواند ناوهای جنگی را وارد شاخ طلایی نماید که این کار نیز بدلیل حفاظت شدید از ورودی‌های آن توسط کشتی‌‫های بیزانسی و اروپایی، تقریبا غیر ممکن بود.

سلطان تصمیم داشت با عبور دادن ناوهای جنگی از خلیج و ورود به شاخ طلایی بر شهر تسلط یابد، چرا که از طرفی دیوارهای شهر، در ساحل خلیج و شاخ طلایی سست‌‫تر بود و از سوی دیگر، در صورتی که بیزانسی‌ها بخواهند نیروهای دفاعی خود را  از ضلع غربی شهر به آنجا انتقال دهند، بتواند فرصت مناسبی را برای نیروهای توپخانه به وجود آورد تا شهر را مورد هدف قرار دهند و با کم شدن نیروی دفاعی در آن نقطه، زمینه را برای حمله به شهر از آن نقطه فراهم کند.

به دلیل بسته بودن ورودی خلیج و شاخ طلایی توسط نیروی دریایی اروپا و ایتالیا و بیزانس، سلطان تصمیم گرفت آن‌ها را غافل‫گیر کرده و با عبور دادن ناوهای جنگی از خشکی و به آب انداختن آن‌ها در سواحل شاخ طلایی، بر آن‌ها مسلط شود.




[ سه شنبه 24 فروردین 1395 ] [ 04:54 ب.ظ ] [ سید مصطفی موسوی ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ


آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
www.iranskin.com/online'>Online User P align=center>