تبلیغات
آه...که چه بگویم

آه...که چه بگویم
نظر سنجی
نظر شما در مورد این وبلاگ چیست؟





ابر برچسب ها
شفاعت هجرت پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ از مکه به مدینه محبت ابوبکر سیرت بعد از نبی بهترین پاداش بهشت و جهنم سدره المنتهی غزوهٔ بدر بزرگ ولادت پیامبر نخستین غَزوات مسلمانان قدر و منزلت زن روح غار حرا اسلام آوردن سیدنا حمزه انواع گوناگون وحی ابو موسی اشعری بیعت عقبه اول پل صراط عالم برزخ پیامبر «خداوند زیباست و زیبای ها را دوست دارد» مقدّمات هجرت دعوت مخفی پیامبر و مسلمانان پیشتاز اولین غذایی که مؤمنان بعد از دخول به بهشت می‌خورند اسرا و معراج پیامبر در طائف ساکنان مدینه و اوضاع آنان به هنگام هجرت بیعت عَقَبهٔ دوم خلاصه زندگی پیامبر قبل از نبوت خلفای راشدین ابوبکر صدیق آه...که چه بگویم معماری اسلامی شیخ مصطفی امامی منازل بهشت و ارتفاع آن خاک بهشت تمدن اسلامی پیمان با یهودیان مدینه خوردن و آشامیدن در بهشت ابوبکد صدیق مسجدالنبی عام الحُزن (سال غم) تمدن اسلام فرش آداب مسجد مسلمان شدن سیدنا امام عمربن الخطاب(رض) رسول الله عالم برزخ و روز محشر آداب غذا خوردن
ترکیه پس از سقوط دولت عثمانی (2)

تأسیس جمهوری ترکیه موجی از شادی و نشاط بین جوانان مسلمان در ایران، هند و سایر بلاد اسلامی پدید آورد و مصطفی‌کمال در صورت قهرمانی آرمانی نزد آنها ظهور کرد و تأسیس جمهوری ترکیه را نویدبخش عصر تازه‌ای از پیشرفت و ترقی در دنیای اسلام تلقی می‌کردند. تا آنجا که در مقطعی، محمداقبال لاهوری، شاعر و اندیشمند بزرگ اسلامی نیز به دفاع از تأسیس جمهوری در ترکیه و تمجید مصطفی کمال پرداخت، اما پس از چندی به ماهیت وی پی برد و در دیدگاهش تجدیدنظر کرد.مصطفی‌کمال انتظارات جوانان مسلمان مشرق زمین را برآورده نکرد؛ چرا که تأسیس جمهوری و ملی‌گرایی او نسبتی با میراث اسلامی عثمانی نداشت و اساساً علیه آن بود.

مصطفی‌کمال ترکیه مدرن را بر اساس هویتی غیردینی استوار کرد و نخستین سخنگوی لائیسیته [آن هم از نوع ستیزه‌گرش] در دنیای اسلام شد.

لائیسیته مصطفی‌کمال وجهه‌ای شدیداً افراطی داشت و از ضرورت جدایی نهاد دین از نهاد دولت فراتر رفت و جنبه‌ مقابله با برخی از میراث‌های دینی در سطح شخصی و مدنی را به خود گرفت، و بلکه کاملاً بر گذشته ترکیه شورید.

علامه ندوی رحمه‌الله در زمینه اصلاحات و گام‌های انقلابی آتاتورک به نقل از شرح‌حال‌نویس انگلیسی زندگی وی می‌نویسد: کمال‌آتاتورک به تکمیل کردن کار نابودسازی فراگیر پرداخت. وی مقرر داشته بود که بایستی ترکیه را از گذشته متعفن و تباهش بگسلد. بایستی همه ویرانه‌های پیرامون را بزداید. وی عملاً ساختار سیاسی گذشته را در هم شکست، سلطنت را به دموکراسی تغییر داد، امپراطوری را به یک سرزمین (ترکیه) تبدیل کرد و دولت دینی را جمهوری عام ساخت. او سلطان (خلیفه) را از ترکیه راند و همه پیوند‌ها را با امپراتوری عثمانی گسست و اینک به دگرگون‌سازی عقلانیت ملت ترک، در انگاره‌های کهن، عادات، پوشاک، اخلاق، شیوه‌های سخن‌‌ گفتن، روش‌های حیات مرتبط با گذشته و فضای شرقی به طور کامل، روی آورد. این کار از بازسازی دستگاه سیاسی بسیار دشوارتر بود. وی خود به دشواری این موضوع پی ‌برده بود چرا که یک بار گفته بود: بر دشمن پیروز شدم و سرزمین‌ها را گشودم، اما آیا می‌توانم بر ملت پیروز شوم!؟

او بر ملت نیز پیروز شد؛ زیرا دین را از سیاست جدا کرد و مقرر داشت  که دین مقوله‌ای شخصی است و هر کس می‌تواند دینی را برگزیند و از آن پیروی کند، بی‌آنکه نقشی در سیاست و مدیریت داشته باشد. دادگاه‌ها و قوانین شرعی را ملغی اعلام داشت و قانون مدنی سوئیس، قانون جزایی ایتالیا و قانون بازرگانی آلمان را رسمی ساخت، و احوال شخصیه را از قانون مدنی اروپا اقتباس کرد. آموزش دینی را ممنوع و مراکز آن را تعطیل کرد. حجاب را ممنوع اعلام کرد و به کشف حجاب و آموزش مختلط دستور داد. در ضمن الفبای عربی را به الفبای لاتین تغییر داد. اذان گفتن را به زبان عربی ممنوع اعلام کرد و دستور داد اذان به زبان ترکی گفته شود. طرز لباس پوشیدن را نیز تغییر داد و پوشیدن شاپوی غربی را اجباری کرد، به سخن مختصر: «بنیادهای دینی را در هم شکست و رویکرد ملت و حکومت ترکیه را تغییر داد.

تغییر الفبای ترکی به لاتین به تنهایی کافی بود تا در زندگی ملت ترک استحاله‌ و انقلابی عمیق رخ دهد و بر اساس آن نسلی پدید آید که هر گونه پیوندش با تمدن و فرهنگ گذشته از هم گسسته باشد. او به جای سوزاندن کتابها به تغییر الفبا بسنده کرد. دیگر گنجینه‌های کلاسیک کتابهای فارسی، عربی و ترکی در دسترسشان نبود و برایشان بیگانه شده بود و دیگر آنها را درک نمی‌کردند.

ترکیه بعد از آتا‌تورک

با اقدامات کمال آتاتورک سه موضع در ترکیه رخ نمود. این سه موضع عبارت‌اند از:

1- کمالیسم: نخبگان کمالیست عمدتاً در فرانسه تحصیل کرده و عمیقاً به ماتریالیسم و پوزیتیویسم گرایش داشتند. آنها از داروینیسم برای اثبات غیرعقلانی بودن دین استفاده می‌کردند. به نظر آنان، علت اصلی عقب‌ماندگی ترکیه، فقدان تکنولوژی علمی است. آنها همچنین عقاید مردم را علت عقب‌ماندگی ترکیه می‌دانستند. کمالیست‌ها معتقد بودند که تحول علمی نیازمند یک تحول فرهنگی است. در واقع برای آنکه علم در ترکیه پا بگیرد، فرهنگ ترکیه باید تغییر کند. به این ترتیب آنها تغییر را تنها در حوزه علمی و تکنولوژیک نمی‌دیدند. آنها بر ضرورت تغییر در کل جامعه پای می‌فشردند. کمالیست‌ها می‌گفتند: اروپا گلی است که باید آن را با خارهایش پذیرفت.

2- سنت‌گرایان: سنت‌گرایان بر عکس کمالیست‌ها، بی‌دینی را علت سقوط عثمانی می‌دانستند. آنها علم غربی و مدرنیته را در برابر و مخالف اسلام می‌دیدند. آنها معتقد بودند که باید از ارتباط با دولت مدرن و نهادهایش از جمله آموزش اجتناب کرد. آنها در نتیجه این طرز تفکر، در جامعه مدرن ترکیه به حاشیه رفتند و موقعیت اجتماعی‌شان تنزل پیدا کرد.

3-  طرفداران جنبش مصلح بزرگ سعید نورسی: سعید نورسی به اهمیت علم پی‌برده بود. او معتقد بود که علم و اسلام با هم ارتباط درونی دارند؛ به عبارت دیگر، اسلام به مسلمانان حکم می‌کند علم بیاموزند و اساساً علم‌آموزی در راستای مسلمانی است. او به خطر پیروی کورکورانه از پوزیتیویسم (تجربه‌گرایی) نیز اشاره می‌کرد. به نظر او مسلمانان می‌بایست به فهمی بومی از علم برسند. او این فهم را چنین ترسیم می‌کرد که علم برای فهم قوانین طبیعت و هنر آفریدگار لازم است.

علامه نورسی در شرایطی که هر گونه جنبش دینی مارک ارتجاعی می‌خورد، علماء به پای میز محاکمه می‌رفتند، اندیشمندان دار زده می‌شدند، آموزشگاههای دینی ممنوع شده بود و مسلمانان از انجام عبادات انفرادی نیز منع شده بودند، کمر همت بست و با تمام وجود برای دفاع از موجودیت و کیان اسلام قیام کرد و همه عمر خود را وقف دفاع از قرآن و اسلام کرد و شاگردان وفادار و شایسته‌ای تربیت نمود.

شاگردان نورسی اندیشه‌ها و افکار عالی ایشان را انتشار دادند و پیامهایش را به اقصی نقاط کشور ترکیه و سایر نقاط جهان رساندند.

اندیشه‌های وی و پیروانش سرانجام سبب به وجود آمدن تحولی عظیم در ترکیه شد و بسیاری از روشنفکران را متحیر ساخت که چگونه از دل جمهوری لائیک ترکیه اسلام‌خواهی سر برآورد و به الگویی قابل قبول در جهان اسلام بدل گشت.

در میان تربیت‌یافتگان جنبش نورسی نام فتح‌الله گولن به عنوان ادامه‌دهنده راه او به خوبی مطرح است و وی لقب «پدر نسل طلایی» ترکیه را به خود اختصاص داده است. گولن در درجه اول از سعید نورسی متأثر است. نورسی در پی آن بود که با فعالیت‌های آموزشی نسلی ایجاد کند که هم در اسلام ریشه داشته باشد و هم در دنیای مدرن و علمی مشارکت کند.

گولن نیز در این جهت با نورسی همسو بوده است. گولن بر آن است که از مجرای آموزش مدرن از افول مسلمین جلوگیری کند. یکی از مهمترین مؤلفه‌های گفتمان گولن، پیوند اسلام و آموزش است. بر این مبنا، وی در برابر اسلام‌گرایی سیاسی، اسلام‌گرایی آموزشی را مطرح می‌کند.

امید است این همان موضع سوم و راه میانه‌ای باشد که پیش از این بر عدم اتخاذ چنین موضعی در مواجهه جهان اسلام با دنیای غرب تأسف خورده بودیم.

نگاهی به تحولات اخیر ترکیه

سرانجام فعالیت‌های این جنبش طی دهه‌ها، آرام‌آرام به ثمر نشست و در دهه 1980 میلادی با تأسیس احزاب دارای گرایش اسلامی تبلور سیاسی و عینی پیدا کرد. در واقع ظهور احزاب دارای گرایش اسلامی در ترکیه و استقبال عمومی از آنها سبب شد که بار دیگر ترکیه مورد توجه خاص دنیای اسلام قرار گیرد و الگوبرداری از آن، دغدغه بسیاری از جوانان مسلمان شود.

حزب عدالت و توسعه ترکیه به رهبری رجب‌ طیب اردوغان که به حزب حاکم این کشور تبدیل شده است، البته حزبی اسلام‌گرا به معنای متعارف آن نیست، بلکه همچنان از اصول سکولاریسم حمایت می‌کند.

با این حال، حزب عدالت و توسعه بر خلاف احزاب به شدت سکولار، نه فقط با گسترش مظاهر اسلامی در سطح شخصی و مدنی مخالفتی ندارد، بلکه آن را تشویق می‌کند. این در حقیقت تجربه تازه‌ای از وفاداری به اصول سکولاریسم (جدایی نهاد دولت از نهاد دین) به عنوان پایه و اساس تشکیل دولت مدرن و رویکردی مثبت و معتدل به نقش دین در جامعه محسوب می‌شود و درست به همین دلیل، مورد علاقه آن دسته از جوانان مسلمانی قرار گرفته است که از یک‌ سو نمی‌خواهند با هویت دینی خود در عصر جدید خداحافظی کنند و از دیگر سو علاقه‌ای به تلفیق نهاد دین و نهاد دولت ندارند.

این کشور در سایه رهبری حزب عدالت و توسعه در حال به نمایش گذاشتن مدلی کم هزینه از چگونگی انتقال دنیای اسلام به دنیای مدرن خاص خود است.

محمد قوچانی سردبیر هفته‌نامه شهروند امروز در این باره می‌نویسد: اردوغان با گذار از اسلام‌گرایی به اسلام‌خواهی، با عبور از اسلام حکومتی به اسلام مدنی، عصر تازه‌ای را در جنبش‌های اسلامی خاورمیانه آغاز خواهد کرد. عصری که بر‌ بستر لائیسیته به اسلام منتهی می‌شود. دفاع از دین در ظرف تجدد، استقرار شریعت بر بستر جمهوریت.

کار بزرگ اردوغان بازگشت از ایدئولوژی اسلامی به فرهنگ اسلامی است، تبدیل اسلام‌گرایی از صورت یک ایدئولوژی به اسلام‌خواهی همچون یک فرهنگ. آتاتورک هرگز به خواب نمی‌دید که از خاکستر لائیسیته او اسلام‌خواهی سر برآورد.

محمد هادی کارشناس مسائل ترکیه در مقاله‌ای تحت عنوان «انقلاب ولرم در ترکیه» می‌نویسد: حزب عدالت و توسعه در سطل پر از آب سرد مرکز دولت، کمی آب گرم ریخت. بی‌شک، این آب دیگر مثل سابق سرد نیست، ولی باز هم آن قدرها که مردم می‌خواهند، گرم نیست. در روند آینده، شاهد مبارزه کسانی که از ولرم شدن آب ناراحت هستند و آنهایی که می‌خواهند آب را باز هم گرمتر کنند، خواهیم بود.

بنابراین گرمایش جهانی (افزایش دمای کره زمین) که از نظر جغرافیایی مطرح است، از نظر سیاسی نیز درست است و دنیا به قدری گرم شده که یخبندان فاشیسم، نازیسم، کمالیسم و بعث را که تلاش می‌کنند جوامع جهان را با ظلم و زورگویی منجمد کنند، ذوب کند.

می‌توان گفت دو دوره اقتدار AKP در ترکیه یک انقلاب به پا کرده و ترکیه چه بخواهد و چه نخواهد، این مدل انقلاب ولرم را به مصر، مراکش، تونس و الجزایر که با اتحاد با قدرت‌های بزرگ، مطالبات اسلامی مردم خود را سرکوب و منجمد کرده‌اند، صادر خواهد نمود، به ویژه که رهبران حزب اسلام‌گرای عدالت و توسعه رابطه و نفوذ بسیاری در این کشورها نیز دارند و می‌توانند به عنوان الگو برای آنان مطرح شوند.




طبقه بندی: خلافت عثمانی،
[ یکشنبه 1 شهریور 1394 ] [ 05:18 ب.ظ ] [ سید مصطفی موسوی ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ


آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
www.iranskin.com/online'>Online User P align=center>