تبلیغات
آه...که چه بگویم

آه...که چه بگویم
نظر سنجی
نظر شما در مورد این وبلاگ چیست؟





ابر برچسب ها
آداب مسجد ابوبکر «خداوند زیباست و زیبای ها را دوست دارد» آداب غذا خوردن مسجدالنبی غار حرا انواع گوناگون وحی ابوبکد صدیق غزوهٔ بدر بزرگ خوردن و آشامیدن در بهشت شیخ مصطفی امامی رسول الله روح مقدّمات هجرت معماری اسلامی بهترین پاداش عالم برزخ و روز محشر بهشت و جهنم هجرت پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ از مکه به مدینه خاک بهشت آه...که چه بگویم پیامبر در طائف شفاعت ولادت پیامبر تمدن اسلامی پیامبر بیعت عقبه اول محبت سیرت بعد از نبی منازل بهشت و ارتفاع آن خلاصه زندگی پیامبر قبل از نبوت نخستین غَزوات مسلمانان ساکنان مدینه و اوضاع آنان به هنگام هجرت دعوت مخفی پیامبر و مسلمانان پیشتاز پیمان با یهودیان مدینه بیعت عَقَبهٔ دوم قدر و منزلت زن اسلام آوردن سیدنا حمزه مسلمان شدن سیدنا امام عمربن الخطاب(رض) فرش تمدن اسلام عام الحُزن (سال غم) اسرا و معراج ابوبکر صدیق ابو موسی اشعری سدره المنتهی پل صراط عالم برزخ خلفای راشدین اولین غذایی که مؤمنان بعد از دخول به بهشت می‌خورند
سلطان مصطفی سوم (1171 - 1187 هـ)

سلطان مصطفی سوم، فرزند سلطان احمد سوم در سال 1129هـ چشم به جهان گشود. او در سال 1171هـ پس از وفات پسر عمویش «عثمان سوم» متولی حکومت شد. وی در آن هنگام چهل و دو ساله بود.درایت و آگاهی وی نسبت به اداره‌ی حکومت وسیع بود. به همین سبب، «راغب پاشا» را به خاطر اطلاع و تجربه‌ی کافی نسبت به امور مملکت، به عنوان صدر اعظمی برگزید. صدر اعظم جدید توانست شورش عرب‌های شام را که بر راه قافله‌های حجاج قرار می‌گرفتند، خاموش گرداند.صدر اعظم موفق شد، قرار دادی با حکومت پروس امضا کند.

طی این قرارداد آن‌ها در هنگام نیاز، دولت عثمانی را بر ضد اتریش و روسیه یاری می‌دادند. همچنین وی برای توسعه‌ی تجارت دریایی و تجارت خشکی تلاش نمود. او در اندیشه‌ی رساندن رود دجله به استانبول بود تا بدین صورت میان ایالت‌های مختلف تبادل تجاری صورت گرفته، و از گرانی و گرسنگی در برخی ایالت‌ها جلوگیری به عمل آید، اما مرگ زود رس وی را در سال 1176هـ فرا گرفت، و منصب صدر اعظمی به «حامد حمزه پاشا» و سپس در سال 1177هـ به «مصطفی باهر پاشا» و پس از او در سال 1178هـ به «محسن زاده محمد پاشا» رسید.

نبردهای مداوم با روسیه

سلطان مصطفی سوم، ظهور روسیه به عنوان قدرت جدید در منطقه را خطر بزرگی برای دولت عثمانی می‌دانست. خلیفه‌ی عثمانی از نقشه‌های شوم دولت روسیه غافل نبود، به همین خاطر سلطان مصطفی خود را برای جنگ با آنان آماده ساخت. وی ابتدا در فکر ایجاد نظمی استوار و محکم در ارتش عثمانی بود تا بتوانند با لشکر اروپا روبرو شوند.

دولت عثمانی به سبب تجاوز قزاق‌ها در مناطق مرزی، با حکومت روسیه وارد نبرد شد. جنگ بین دو طرف بسیار داغ بود. گاهی خان قرم (کِریمه) بر مناطق جدید روس‌ها پیروز می‌شد، و گاهی روس‌ها بر برخی از شهرهای متعلق به عثمانی‌ها سیطره می‌یافتند.

صدر اعظم عثمانی برای شکستن محاصره‌ی روس‌ها در برخی مناطق، وارد میدان نبرد شد، اما در مقابل آن‌ها شکست خورد و کشته شد. صدر اعظم بعدی نیز به همین گونه متحمل شکست شد و روسیه در این دوره بر برخی اقلیم‌ها مانند افلاق (والاچیا) و مولداوی و غیره سیطره یافت.

روس‌ها در فکر تحریک مسیحیان ارتدوکس در اراضی عثمانی افتادند، تا بدین شکل بتوانند مسیحیان شبه جزیره‌ی موره را علیه دولت عثمانی بشورانند، اما این شورش توسط عثمانی‌ها خاموش شد.

روس‌ها در این دوره به شهر طرابوزان نیز حمله بردند، اما در اشغال آن شکست خوردند. آن‌ها در سال 1185هـ در تصرف سرزمین‌های قرم موفقیت‌هایی کسب کردند، سپس بین دو طرف صلحی برقرار شد. اما این صلح بار دیگر به خاطر درخواست‌های نابجای روسیه شکسته شد، که در این مرحله از نبرد، پیروزی از آنِ عثمانی‌ها شد.

کمک به ایجاد شورش‌های داخلی

یکی از اقدامات اساسی که روس‌ها برای ضعف عثمانی‌ها انجام دادند، ایجاد شورش‌های داخلی، و کمک به آنها بود؛ صلیبیان هنگامی که از نبرد با دولت عثمانی باز ماندند، در فکر چاره‌ای افتادند، تا این حکومت را از داخل سست کنند و بدین وسیله آن‌ها را مشغول شورش‌های داخلی گردانند، و این بهترین روش برای ضعیف ساختن یک حکومت در جبهه‌ی خارجی است، چرا که هر دولتی که در داخل دچار هرج و مرج و شورش باشد، در جبهه‌ی خارجی نیز موفقیت چندانی کسب نخواهد کرد.

آنها والی مصر «علی بیک بزرگ» که لقب شیخ بلد را به خود گرفته بود، تشویق به خروج علیه دولت عثمانی کردند. وی نیز تحت تأثیر دشمنان اسلام در سال 1183 هـ این کار را انجام داد، و دستور داد به نام او در منبرها خطبه بخوانند.

صلیبیان روس و نمایندگان «علی بیک بزرگ» در جزیره‌ی «باروس» همدیگر را ملاقات کردند، و برای نابودی دولت عثمانی از داخل برنامه‌ریزی کردند، و اتفاق بر آن شد که نیروهای مصری نفوذ خویش را در سرزمین‌های شام گسترش دهند، و با لشکر عثمانی در آن مناطق مبارزه کنند. آنها نیز در سال 1185هـ وارد دمشق شدند، و در همان سال بر بیروت سیطره یافتند، اما سرانجام «علی بک بزرگ» و فرمانده‌اش «طاهر العمر» به دست «ابو الذهب» کشته شدند.

این رویدادهای تاریخی ما را اندرز می‌دهد که شایسته نیست هیچ‌گاه به سوی دشمنان اسلام دست دوستی دراز کرد و نباید در مورد مشکلات مسلمانان از آنها مشورت خواست. خداوند متعال در این باره می‌فرماید:

{یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا عَدُوِّی وَعَدُوَّکمْ أَوْلِیاءَ تُلْقُونَ إِلَیهِمْ بِالْمَوَدَّةِ وَقَدْ کفَرُوا بِمَا جَاءَکمْ مِنَ الْحَقِّ} (المتحنه :1)

«ای‌ مؤمنان‌! دشمنان‌ من‌ و دشمنان‌ خود را دوست‌ نگیرید؛ به‌سوی‌ آنان‌ پیغام‌ دوستی‌ را می‌افگنید و حال‌ آن‌ که‌ آنان‌ به‌ حقی‌ که‌ برای‌ شما آمده‌ است‌، کفر ورزیده‌اند».

وفات سلطان مصطفی سوم

سلطان مصطفی سوم یکی از سلاطین مجاهد دولت عثمانی به شمار می‌آید. اگر چه وی در دوران عقب‌نشینی و انحطاط عثمانی قرار گرفته بود، ولی وی در دوران حکومت خویش با صلیبیان روس جنگید، و چندین بار آن‌ها را متحمل شکست کرد. در این دوره دولت عثمانی سرزمین‌های زیادی را از دست داد، و ضعف و عقب‌نشینی حکومت، به صورت جدی خود را نمایان ساخت.

وی توجه ویژه‌ای به تاریخ اسلامی، به خصوص تاریخ دولت عثمانی داشت و این تلاش وی قابل ستایش است.

سلطان مصطفی سوم تقریبا در سن 57 سالگی در سال 1187 هـ (1774 م) دار فانی را وداع گفت. پس از وی، برادرش عبدالحمید اول به منصب خلافت برگزیده شد.




طبقه بندی: خلافت عثمانی،
[ سه شنبه 13 مرداد 1394 ] [ 03:22 ب.ظ ] [ سید مصطفی موسوی ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ


آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
www.iranskin.com/online'>Online User P align=center>