تبلیغات
آه...که چه بگویم

آه...که چه بگویم
نظر سنجی
نظر شما در مورد این وبلاگ چیست؟





ابر برچسب ها
مسجدالنبی «خداوند زیباست و زیبای ها را دوست دارد» اسلام آوردن سیدنا حمزه منازل بهشت و ارتفاع آن آه...که چه بگویم بیعت عَقَبهٔ دوم فرش شیخ مصطفی امامی سیرت بعد از نبی عام الحُزن (سال غم) عالم برزخ رسول الله محبت هجرت پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ از مکه به مدینه غزوهٔ بدر بزرگ پیامبر در طائف معماری اسلامی ابوبکر غار حرا ابو موسی اشعری پیمان با یهودیان مدینه بهترین پاداش بیعت عقبه اول پیامبر تمدن اسلامی خلاصه زندگی پیامبر قبل از نبوت خوردن و آشامیدن در بهشت خلفای راشدین ولادت پیامبر ساکنان مدینه و اوضاع آنان به هنگام هجرت قدر و منزلت زن مسلمان شدن سیدنا امام عمربن الخطاب(رض) انواع گوناگون وحی تمدن اسلام سدره المنتهی عالم برزخ و روز محشر شفاعت نخستین غَزوات مسلمانان ابوبکد صدیق مقدّمات هجرت اولین غذایی که مؤمنان بعد از دخول به بهشت می‌خورند دعوت مخفی پیامبر و مسلمانان پیشتاز ابوبکر صدیق پل صراط آداب غذا خوردن آداب مسجد خاک بهشت روح بهشت و جهنم اسرا و معراج
سلطان احمد اول (1012 - 1026 هـ)

سلطان احمد اول چهاردهمین خلیفه‌ی عثمانی، در سن چهارده سالگی به سلطنت رسید؛ وی در این مورد (یعنی کم سن و سال بودن) با خلیفه‌ی مملوکی «حسن محمد ناصر» وجوه مشترکی دارد و هر دوی آن‌ها در سن کمتر از سی سالگی وفات کردند. از دیگر وجوه مشترکی که بین این دو سلطان وجود داشت، به جای ماندن آثار معماری بسیار زیبایی از آن دوران است. آثار معماری باشکوهی مانند بنای مسجد سلطان حسن در قاهره و مسجد سلطان احمد در استانبول که نشان دهنده‌ی پیشرفت هنر و معماری در این عصر می‌باشد.
تصویر مقابل مسجد سلطان احمد اول در شهر استانبول را نشان می‌دهد. ساخت این مسجد با معماری زیبا، سبب شد تا این سلطان عثمانی شخصیت شناخته شده‌ای نزد مردم داشته باشد.

سلطان احمد در شهر "مانیسا" که در غرب ترکیه قرار دارد، دیده به جهان گشود. میلاد وی در 12 جمادی الآخر سال 998هـ (1590م) بوده است.

وی زیر نظر پدرش محمد سوم، علم و فرهنگ و ادب را فرا گرفت. او از نظر ادبی و فرهنگی جزو شخصیت‌های برتر زمان خویش شناخته می‌شد. وی شاعر نیز بود، و دیوان شعری از او به جای مانده است.

سلطان احمد به خاطر سن و سال کمی که داشت، تجربه‌ی کافی را در اداره‌ی امور نداشت، ولی در حد توان خویش در حمایت از منافع دولت که شرایط سختی را می‌گذراند، تلاش به خرج داد.

اوضاع امپراتوری عثمانی در آن دوران به سبب مشغول بودن به نبرد با اتریش در اروپا و جنگ با ایران، و شورش‌های داخلی در آسیای صغیر بسیار نا به سامان بود. وی در اتمام کارهایی که پدرش شروع کرده بود، همت زیادی به خرج داد.

جنگ با اتریش و حکومت‌های اروپایی

دولت عثمانی از سال 1003هـ درگیر جنگ با اتریش بود. این نبرد به خاطر هجوم اتریش به بوسنی و قتل حاکم آن در نبرد «سیساک» در سال 1002هـ رخ داد.

در آغاز شروع جنگ، عثمانی متحمل خسارات زیادی شد، تا این که در دوره‌ی محمد سوم، خود سلطان رهبری جنگ را بر عهده گرفت، و توانست روحیه‌ی جنگی سربازانش را بالا برده و فتوحاتی کسب کند. در طی این نبردها قلعه‌ی «ایجر» فتح شد، و پس آن نیز در نبرد «هاجوفا» ارتش عثمانی پیروزی بزرگی به دست آوردند و بیشتر لشکر اتریشی‌ها در طی این نبردها از بین رفت.

در دوران سلطان احمد اول جبهه‌ی نبرد با اتریش همچنان داغ بود. لشکر عثمانی پس از محاصره‌ی شدید، موفق به باز گرداندن قلعه‌ی «استرکون» شدند. این قلعه نزدیک به ده سال در دست اتریش بود، و به همین ترتیب برخی از قلعه‌های دیگر نیز به دولت عثمانی باز گردانده شد. در این دوره، لشکر عثمانی تا دورترین نقطه‌ی شمال شرقی مجارستان پیش رفتند.

دولت اتریش پس از شکست‌های پیاپی مجبور شد، دست صلح و آشتی را به سوی دولت عثمانی دراز کنند. این تقاضا به نفع عثمانی‌ها نیز بود، چون با برقراری صلح با اتریش، فرصت جنگ با ایران برای عثمانی ها فراهم می‌شد.

معاهده‌ی صلح میان عثمانی‌ها و دولت اتریش در 10 رجب 1015هـ بسته شد. این معاهده به نام «استفاتوروک» به جنگ سیزده ساله میان دو طرف پایان بخشید.

طی این معاهده دولت اتریش می‌بایست غرامت جنگی به مقدار 67000 (شصت و هفت هزار) سکه‌ی طلا به دولت عثمانی پرداخت می‌کرد؛ در مقابل، جزیه‌ی مقرر که دولت اتریش به عثمانی‌ها می‌پرداخت لغو گردید، و اراضی تحت سیطره‌ی هر یک از دو طرف نیز ثابت شده معرفی شد. همچنین طی این معاهده دولت عثمانی به امپراتوری دولت اتریش اعتراف نمود.

در دوران سلطان احمد نبردهای دریایی میان کشتی‌های عثمانی و کشتی‌های اسپانیایی و سواران مالت و ایتالیایی‌ها رخ داد، که گاه پیروزی از آن عثمانی‌ها و گاه از آن اروپایی‌ها بود.

جنگ با صفویان

نبرد میان دولت عثمانی با صفویان پس از هجوم صفوی‌ها به تبریز شروع شد. شاه عباس در اواخر دوران سلطان محمد سوم توانست بر تبریز سیطره یابد، و عثمانی‌ها را از آن بیرون راند و سرزمین‌های تحت تصرف خویش را تا اراضی دولت عثمانی پیش برد، و حکومت عثمانی در جلوگیری از این پیشروی عاجز ماند.

دو طرف در یک معاهده به نام معاهده‌ی استانبول حاضر به صلح شدند. این معاهده در 24 شعبان 1021هـ بسته شد، و به جنگ چهارده ساله‌ی بین دو طرف پایان بخشید. بر اساس این قرارداد صلح، عثمانی متحمل بازگشت بسیاری از اراضی تحت سیطره‌ی خویش به صفویان شد. این اولین معاهده‌ی ضعف و از دست دادن امتیاز برای عثمانی‌ها به شمار می‌آید. این قرارداد بیانگر شروع انحطاط و ضعف در دولت عثمانی است.

پایان دادن به شورش‌های داخلی

جنگهای خارجی تنها مشکل سلطان احمد به شمار نمی‌آمد بلکه وی با مشکلات داخلی بسیاری همچون شورش‌ها و انفصال اراضی دولت عثمانی و غیره مواجه بود. وی در خاموش کردن و پایان دادن به شورش‌ها و قیام‌های داخلی از صدر اعظم، «مراد پاشا» کمک به سزایی گرفت.

صدر اعظم مراد پاشا که رهبری سالخورده و با تجربه بود توانست به فتنه‌ی «جان بولاد کرد» در حلب (1016هـ) پایان بخشد، بولاد پس از شکست به نزد سلطان رفته و از وی پوزش طلبید، سلطان عذرش را پذیرفت و از وی در گذشت.

همچنین صدر اعظم در نبرد با «فلندر اوغلی» والی آنکارا به پیروزی رسید، وی بر "بروسه و مانیسا" سیطره یافته، و ادعای استقلال کرده بود.

 مراد پاشا بر «فخرالدین المعنی دُرزی» نیز غالب گشت، و او را شکست داد. این شخص در سال 999هـ در لبنان اعلان سلطنت نموده بود، و ساز مخالفت با دولت عثمانی زده بود.

نجات مسلمانان اسپانیا

پس از 120سال از سقوط غرناطه (سال 898 هـ) که آخرین پایگاه اسلام در اندلس به شمار می‌آمد، هیچ مسلمانی در اسپانیا و پرتغال باقی نمانده بود و همگی به شکل‌های مختلف یا کشته شده و یا بیرون رانده شده بودند.

با صدور دستور پادشاه اسپانیا «فیلیپ سوم» در سال 1018هـ ، همه‌ی مسلمانان موجود در اسپانیا می‌بایست در طی هفتاد و دو ساعت اراضی خود را ترک گفته و از آنجا کوچ کنند؛ هدف از این دستور پاک‌سازی اسپانیا از وجود مسلمانان بود. گفته شده در طی ده ماه نزدیک به 400 هزار نفر از مسلمانان کشته شدند. در این اثنا بعضی از آن‌ها به الجزایر فرار کرده و بعضی دیگر به نصرانیت گرویدند.

در این شرایط سلطان احمد در سال 1019هـ ، «حاج ابراهیم آغا» را به عنوان سفیر دولت عثمانی به لندن فرستاد. غرض از رفتن وی به اروپای غربی، جمع کردن مسلمانان اندلس بود، که امکان رفتن به شمال آفریقا برای آن‌ها فراهم نشده بود، و به ناحیه‌ی غرب اروپا پناه برده و بیشترشان به بردگی کشانده شده بودند.

حاج ابراهیم در سفر خویش به جمع‌آوری خانوار های مسلمانی که بر آن‌ها اطلاع یافته بود، پرداخت، و آن‌ها را به اراضی عثمانی انتقال داد.

وفات سلطان احمد اول

سلطان احمد اول ـ رحمه الله ـ در انتهای تقوا و پرهیز گاری بود، وی بر طاعات و عبادت خویش مواظبت می‌کرد، و خود در امور دولت مباشرت می‌ورزید. وی در لباس پوشیدن فردی متواضع بود، با اهل علم بسیار مشورت می‌نمود، و به رسول الله ـ صلی الله علیه و سلم ـ محبت شدیدی می‌ورزید. وی در زمان سلطنت خویش، پرده‌ی کعبه را از استانبول به مکه‌ی مکرمه فرستاد.

سلطان احمد، در اواخر عمر، به بیماری مبتلا گشت، بیمار وی چند هفته‌ای ادامه یافت تا اینکه در 23 ذوالقعده سال 1026 (22 نوامبر 1617م) در سن بیست و هشت سالگی دار فانی را وداع گفت.




طبقه بندی: خلافت عثمانی،
[ پنجشنبه 4 تیر 1394 ] [ 04:35 ب.ظ ] [ سید مصطفی موسوی ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ


آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
www.iranskin.com/online'>Online User P align=center>