تبلیغات
آه...که چه بگویم

آه...که چه بگویم
نظر سنجی
نظر شما در مورد این وبلاگ چیست؟





ابر برچسب ها
غار حرا فرش اسرا و معراج اولین غذایی که مؤمنان بعد از دخول به بهشت می‌خورند عالم برزخ انواع گوناگون وحی رسول الله مسلمان شدن سیدنا امام عمربن الخطاب(رض) قدر و منزلت زن پیمان با یهودیان مدینه ابو موسی اشعری نخستین غَزوات مسلمانان معماری اسلامی بیعت عَقَبهٔ دوم بهترین پاداش آداب غذا خوردن بیعت عقبه اول منازل بهشت و ارتفاع آن «خداوند زیباست و زیبای ها را دوست دارد» ولادت پیامبر تمدن اسلامی خلاصه زندگی پیامبر قبل از نبوت ساکنان مدینه و اوضاع آنان به هنگام هجرت خوردن و آشامیدن در بهشت بهشت و جهنم پل صراط سدره المنتهی تمدن اسلام محبت ابوبکد صدیق دعوت مخفی پیامبر و مسلمانان پیشتاز پیامبر ابوبکر صدیق آه...که چه بگویم مسجدالنبی اسلام آوردن سیدنا حمزه خاک بهشت شیخ مصطفی امامی خلفای راشدین پیامبر در طائف غزوهٔ بدر بزرگ هجرت پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ از مکه به مدینه مقدّمات هجرت شفاعت سیرت بعد از نبی عام الحُزن (سال غم) عالم برزخ و روز محشر روح آداب مسجد ابوبکر
فتح قسطنطنیه و تغییر مسیر تاریخ (1453 م) (2)

این حملات در اطراف مختلف شهر صورت می‫‌گرفت، اما نقطه‌ی تمرکز این حملات، منطقه‌‫ای به نام وادی لیکوس بود که سلطان شخصا رهبری آن را به عهده داشت. در این نقطه، ابتدا خط مقدم عثمانی‌‫ها، دیوارها و مدافعان مسیحی آن را تیرباران کرده ودفاع آن‌ها را با آتش توپخانه خنثی کردند.در این حمله درگیری بسیار شدیدی بین دو سپاه رخ داد و تعداد بسیار زیادی از سربازان دو گروه کشته شدند. بعد از این‫که نیروهای خط مقدم عثمانی، به دلیل درگیری‫‌های سخت و حملات پی در پی خسته شدند، سلطان محمد بلافاصله گروه دوم را که شامل نیروهای قوی و تازه ‫نفس بود جایگزین گروه اول کرد و گروه اول را به عقب کشید.


این در حالی بود که مدافعان مسیحی دیگر رمقی برای دفاع نداشتند.

گروه دوم توانستند خود را به دیوارهای شهر برسانند و صدها پله را بر آن نصب کنند. اما مدافعان توانستند، پله ها را از دیوار جدا کنند. این تهاجمات همچنان ادامه داشت و بیزانسی‫‌ها با چنگ و دندان از شهر محافظت می‫کردند. پس از گذشت چند ساعت از درگیری‫‌ها، سلطان محمد دستور داد تا سربازان برگشته و به استراحت بپردازند. هنگامی که مدافعان خسته و از پا افتاده بیزانسی مشاهده کردند که اوضاع آرام گشته و سپاه مسلمانان برای استراحت عقب کشیده‫‌اند، آن‌ها نیز برای استراحت مواضع خود را ترک کرده و از دیوارها پایین آمدند.

در این هنگام و پس از چند دقیقه، سلطان محمد، برای گروه سوم مجاهدان که پرشور و تازه نفس بودند، از همان منطقه‌‫ی قبلی، دستور حمله صادر کرد و مدافعان بیزانسی که با موج جدید حمله‌‫ها غافلگیر شده بودند، از دفع حملات مسلمانان، عاجز ماندند. این در حالی بود که نیروی دریایی نیز از جهات مختلف به شهر حمله می‫‌کرد و نیروی دفاعی شهر را به هم ریخته بود و آن‌ها را به خود مشغول کرده بود.

هنگامی که سپیده دمید و هوا کمی روشن شد، مجاهدان مسلمان توانستند بهتر مواضع دشمن را در نظر بگیرند و با دقّت بیشتر و روحیه‫‌ی بالاتر، آن‌ها را مورد هدف قرار دهند. با این وجود، سلطان دستور عقب نشینی لشکر را صادر کرد تا فرصت کافی برای استراحت لشکر و آماده شدن توپخانه‫‌ها پیدا کنند و بتوانند دوباره حملات تهاجمی و توپخانه‫‌ای خود را پی بگیرند.

هنگامی که توپ‌ها سرد شد، گروه جدیدی از قدرتمندان لشکر عثمانی که فرماندهی آن‌ها را خود سلطان محمد شخصا بر عهده داشت، عملیات هجوم را شروع کردند و با شجاعت وصف ناشدنی و دلیری هر چه تمامتر، سی تن از آن‌ها توانستند در مقابل چشمان حیرت زده‌ی بیزانسی‌ها،خود را به بالای دیوار برسانند.

هرچند که تعدادی از مجاهدان به همراه فرمانده‫ی آن‌ها در این عملیات به شهادت رسیدند، ولی راه را برای دخول مجاهدان مسلمان به شهر آماده کرده و پرچم‫‌های خلافت عثمانی را بر دیوارها نصب کردند.

فتح بزرگ و پیروزیِ إفتخار آمیز

با تسلط مجاهدان بر قسمت‫‌هایی از دیوار شهر، حملات خود را در نقاط دیگر ادامه دادند و توانستد سایر دیوارها را نیز تصرف کرده و بر بعضی از برج‫‌ها تسلط پیدا کنند. آن‌ها با کشتن نگهبانان درب ادرنه و نصب کردن پرچم‫‌های عثمانی بر بالای آنها، راه را برای ورود دسته‫‌های مجاهدان به داخل شهر فراهم کردند. هنگامی که امپراطور بیزانس، مشاهده کرد پرچم‫‌های عثمانیان بر برج‫‌های شمالی شهر به اهتزاز در آمده است، یقین پیدا کرد که شهر و امپراطوری افسانه‫‌ایِ او سقوط کرده است. پس برای اینکه شناخته نشود لباس‌های خود را در آورده و از اسب فرود آمده و چنان جنگید که از پای در آمده و در میدان جنگ کشته شد.

خبر کشته شدن امپراطور قسطنطین، سبب بالا رفتن بیش از حد روحیه‌ی مجاهدان و ناامید شدن مسیحیان در دفاع از شهر شد. لشکر عثمانی‫‌هایِ مسلمان، از نقاط مختلف وارد شهر شد و مدافعان، دیوارها را رها کرده و متواری شدند. اکثر اهل شهر به کلیساها فرار کردند.

هنوز خورشید روز ۲۹/۵/۱۴۵۳ میلادی به وسط آسمان نرسیده بود که سلطان محمد بر میدان شهر، استوار گام نهاد و مجاهدان در اطراف او حلقه زده و تکرار می‌کردند: ماشاء الله. سلطان که از هم اکنون، نام او به صفت فاتح مزین و مفتخر شده بود، در میان جمع مجاهدان چنین فرمود: «همانا شما فاتحان قسطنطنیه هستید که رسول الله صلی الله علیه وسلم از آن خبر داده بود». سلطان به مجاهدان برای این فتح بزرگ تبریک گفت و آن‌ها را از کشتار منع کرد و به آن‌ها دستور داد که با مردم به نرمی و ملایمت برخورد کنند. سپس از اسب خود پایین آمده و با سجده بر خاک، از الله تعالی تشکر کرد.

برخورد سلطان محمد فاتح با مسیحیان شکست‫ خورده:

پس از فتح شهر، محمد فاتح به سمت کلیسای ایا صوفیه رفت. مردم بسیاری در کلیسا تجمع کرده بودند و کشیش‌ها و راهبان مسیحی نیز برای آرامش آن‌ها، ادعیه و اوراد مختلفی می‌خواندند. زمانی که سلطان محمد فاتح به دروازه‌های کلیسا نزدیک شد، مردم داخل کلیسا به شدت ترسیدند و یکی از کشیش‫‌ها برای باز کردن درها بسوی سلطان آمد. سلطان از او درخواست کرد که مردم را آرام کند و به آن‌ها اطمینان داد که با امنیت کامل و بدون هیچگونه تعرضی، می‌توانند به خانه‫‌های خود برگردند.

با این سخن، مردم دوباره آرامش خود را بدست آوردند و بعضی از کشیش‌هایی که خود را مخفی کرده بودند، هنگامی که گذشت وبخشش فرمانده‫ی اسلام را دیدند از مخفی‌گاه خود خارج شده و اسلام خود را اعلام کردند. پس از آن از آنجایی که شهر با جنگ فتح شده بود، آن‌ها کلیسا را به مسجد ایاصوفیه تبدیل کردند و با از بین بردن مجسمه‫‌ها و نقاشی‫‌هایی که بر در و دیوار طراحی شده بود، آن را برای انجام اولین نماز و فریضه‫‌ی جمعه آماده کردند.

سلطان به مسیحی‌ها اعلام کرد که در انجام شرایع دینی خود آزاد هستند و با کشیشان و رؤسای دینی آن‌ها با احترام برخورد کرد و آن‌ها را در مقام سابقشان ابقا کرد تا در مسائل مدنی، میان ملت خود حکم کنند.


خلاصه‌ی کلام:

بر خلاف آنچه که دشمنان دین مطرح می‫‌کنند، عثمانی‫‌ها بسیار پایبند به اوامر شرع بودند و بر اجرای عدالت بین مردم بسیار حریص بوده و در برخورد با مسیحیان قسطنطنیه، بسیار ملایم و مهربان بودند و هرگز بر احدی از آنها ظلم روا نداشتند و با آن‌ها با تعصب و تندی برخورد نکردند.

به همین سبب، پس از مدتی اکثر مردم به دین اسلام گرویدند و کسانی که بر مسیحیت باقی ماندند هرگز و در هیچ جای تاریخ ذکر نکرده‌اند که کوچک‫‌ترین ظلمی به آن‌ها شده است.

آنچه گذشت، اوراقی از تاریخ بود که فرززندان مسلمان و مجاهدان عثمانی و در راس آنها، سلطان محمد فاتح نام و یاد خود را بر آن ثبت کردند و آن را با صفات دلیری و افتخار، رنگین ساختند.

مسلما آنچه ذکر شد نمی‫‌تواند بیانگر همه‫‌ی واقعیت باشد؛ چرا که تا خود در آن کارزارِ جهاد و میدان شور و حماسه حضور نداشته باشی، نمی‌توانی بیان کنی که آن‌ها برای رسیدن به این هدف بزرگ چه سختی‫‌ها و مشقاتی را تحمل کرده‫‌اند و چه تعداد از دلیرمردان مسلمان در این راه شهید شدند تا این شرف بزرگ را کسب کنند.




طبقه بندی: خلافت عثمانی،
[ سه شنبه 2 تیر 1394 ] [ 05:00 ب.ظ ] [ سید مصطفی موسوی ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ


آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
www.iranskin.com/online'>Online User P align=center>