تبلیغات
آه...که چه بگویم

آه...که چه بگویم
نظر سنجی
نظر شما در مورد این وبلاگ چیست؟





ابر برچسب ها
خلاصه زندگی پیامبر قبل از نبوت بیعت عَقَبهٔ دوم رسول الله ساکنان مدینه و اوضاع آنان به هنگام هجرت «خداوند زیباست و زیبای ها را دوست دارد» پل صراط تمدن اسلامی غزوهٔ بدر بزرگ انواع گوناگون وحی مسلمان شدن سیدنا امام عمربن الخطاب(رض) مقدّمات هجرت پیامبر عالم برزخ و روز محشر بهشت و جهنم نخستین غَزوات مسلمانان ولادت پیامبر خلفای راشدین بهترین پاداش مسجدالنبی عام الحُزن (سال غم) پیامبر در طائف محبت روح عالم برزخ اسلام آوردن سیدنا حمزه معماری اسلامی قدر و منزلت زن غار حرا اسرا و معراج پیمان با یهودیان مدینه اولین غذایی که مؤمنان بعد از دخول به بهشت می‌خورند آداب غذا خوردن آداب مسجد ابوبکد صدیق شفاعت ابو موسی اشعری فرش دعوت مخفی پیامبر و مسلمانان پیشتاز آه...که چه بگویم شیخ مصطفی امامی ابوبکر صدیق سیرت بعد از نبی هجرت پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ از مکه به مدینه ابوبکر سدره المنتهی خوردن و آشامیدن در بهشت تمدن اسلام خاک بهشت منازل بهشت و ارتفاع آن بیعت عقبه اول
سلطان محمد فاتح؛ فاتح قسطنطنیه (855-886 هـ : 1451-1481 م)

تقدیر خداوند بر این بود که سلطان محمد دوم، فاتح قسطنطنیه و صاحب بشارت عظیم رسول الله صلی الله علیه و سلم باشد، که در حدیث خویش به فتح قسطنطنیه بشارت داده، و امیر و لشکر آن فتح را نیک و خوب معرفی کرده است.رسول الله صلی الله علیه و سلم می‌فرماید: «لَتُفْتَحَنَّ الْقُسْطَنْطِینِیَّةُ، فَلَنِعْمَ الْأَمِیرُ أَمِیرُهَا، وَلَنِعْمَ الْجَیْشُ ذَلِكَ الْجَیْشُ» [مسند أحمد: 4/335، مستدرک حاكم:19/175].

ترجمه: "بدون شک قسطنطنیه فتح خواهد شد پس چه نیکو امیری است، آن امیر، و چه نیکو لشکری است، آن لشکر".
بخاری در تاریخ خود و ابن خزیمه و بغوی و طبرانی و ابونعیم نیز این حدیث را ذکر کرده‌اند.

مسلمانان بیش از هشت قرن انتظار کشیدند، تا اینکه سرانجام وعده‌ی رسول الله ـ صلی الله علیه و سلم ـ بدست این دلاور و شیر مرد عثمانی تحقق یافت.

فتح قسطنطنیه از آرزو تا حقیقت

اگر نگاهی به تاریخ مسلمانان و جهاد های ایشان داشته باشیم، می بینیم که اندیشه‌ی فتح قسطنطنیه از آغاز دوره‌ی اموی آغاز شده است، و هر یک از خلفا در فکر گرفتن امتیاز و جایزه‌ی رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ بودند، که فرمود: «فَلَنِعْمَ الْأَمِیرُ أَمِیرُهَا ، وَلَنِعْمَ الْجَیْشُ ذَلِكَ الْجَیْشُ».

هنگامی که معاویه بن ابی سفیان ـ رضی الله عنه ـ خلافت مسلمانان را عهده‌دار شد، یکی از اهداف خلافت خویش را فتح قسطنطیه تلقی کرده بود، و چشمانش در انتظار این فتح عظیم بود. اولین حمله به قسطنطنیه به وسیله‌ی نیروی دریایی در سال 49هـ در دوران معاویه ـ رضی الله عنه ـ صورت گرفت، و بسیاری از اصحاب در آن شرکت داشتند. ولی آن آرزوی مسلمانان که از فتح شهر زیبا و دل‌ربای قسطنطنیه داشتند به وقوع نپیوست، و بار دوم بین سالهای 54 الی 60 هجری قسطنطنیه را محاصره کردند، ولی این محاصره نیز سرانجام شکسته شد.

در دوران سلیمان بن عبدالملک در سال 99هـ / 719م بار دیگر آرزوی فتح شهر قسطنطنیه در دل خلیفه‌ی اموی شعله‌ور گشت، ولی در این مرحله نیز فتحی عاید مسلمانان نگشت. همچنین در دوران خلفای عباسی از جمله هارون الرشید فکر فتح قسطنطنیه در برنامه‌ی خلفا بود، ولی فتحی حاصل نشد، تا اینکه سلطنت عثمانی شکل گرفت، و آن‌ها یکی پس از دیگری موقعیت فتح قسطنطنیه را بیشتر حاصل می‌کردند.

تا اینکه در دوران سلطنت محمد فاتح، اراده‌ی خداوندی بر این شد که این آرزوی چندین ساله مسلمانان به دست این سلطان عثمانی به حقیقت بپیوندد.

تولد و نشأت محمد فاتح

سلطان محمد فاتح هفتمین پادشاه عثمانی در بیست وهفت رجب سال 835هـ (30 مارس 1432م) دیده به جهان گشود و تحت حمایت پدرش سلطان مراد دوم نشأت یافت. از سنین کودکی تعلیم و آموزش لازم برای پذیرفتن مسئولیت سلطنت به وی داده شد، قرآن را در سنین کودکی حفظ کرد، و فقه و حدیث را نیز فرا گرفت. ریاضیات و علم فلک و امور نظامی در آن دوران آموخت و در کنار فراگیری فنون، زبان‌های عربی و فارسی و لاتینی و یونانی را نیز فرا گرفت. وی همچنین همراه پدرش سلطان مراد دوم در نبردهای مختلفی شرکت داشت.

سپس پدرش وی را عهده دار ولایت "مغنیسا" ساخت، تا تجربه‌ی کافی را برای اداره‌ی دولت و تدبیر امور کسب کند. وی در آن هنگام فردی کم سن و سال بود، و زیر نظر مجموعه‌ای از علمای عصر خویش، امثال "شیخ آق شمس الدین" و "مُلا كورانی" قرار داشت، و آن‌ها بودند که در کامل کردن شخصیت امیر کوچک، و جهت گیری فکری و فرهنگی وی نقش به سزایی ایفا کردند.

در میان این مجموعه از علما، شیخ آق شمس الدین توانست در شخصیت سلطان محمد، روح جهاد فی سبیل الله و دست یابی به درجات عالی را به وجود آورد و او را به بشارت رسول الله ـ صلی الله علیه و سلم ـ در فتح قسطنطنیه بشارت داد و وی نیز طمع در تحقق بشارت نبوی نمود. همه‌ی اوصاف یک پادشاه عادل، و عالی همت، و آگاه به امور نظامی و سیاسی، با فرهنگ و شناختی غنی در این سلطان عثمانی موجود بود.

سلطان محمد فاتح پس از وفات پدرش در 5 محرم‌ سال 855هـ متولی حکومت شد. وی از آغاز سلطنت خویش در فکر آماده‌سازی نیرو برای فتح قسطنطنیه بود، تا بتواند بشارت رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ را که آرزوی همه‌ی پادشاهان مسلمان بوده است در حکومت خویش محقق سازد.

فتح قسطنطنیه (استانبول امروزی)

محمد فاتح از همه جهت خویشتن را برای فتح بشارت داده شده آماده می‌ساخت، وی لشکر عظیمی متشکل از 265 هزار جنگجوی پیاده نظام و اسب سوار تدارک دید. وی برای آمادگی نیروی دریای نیز به ساخت ناوهای جنگی جدید در دریای مرمره پرداخت، و آنها را برای حمله‌ی دریایی آماده ساخت.

از تاکتیک‌های مدرنی که سلطان محمد فاتح برای نبرد با بیزانس تدارک دید استفاده از توپخانه‌هایی بود که وزن آن نزدیک به هفتصد تن می‌رسید که برای جابجایی آن‌ها نیاز به صد گاو نر بود. این فناوری جدید که به دست مهندس "اوربان" ساخته شده بود، در آن زمان برای نبرد چیزی بی سابقه بود که اروپا نظیر آن را ندیده بود. بُرد این توپخانه نزدیک به دوکیلومتر بود. سلطان این توپ‌ها را در مقابل دیوارهای شهر قسطنطنیه قرار داد.

سلطان محمد فاتح با آن سپاه عظیمش خود را به دیوار غربی قسطنطنیه که متصل به قاره اروپا بود، رساند. آن روز موافق با 12 رمضان سال 805هـ بود. وی وضعیت لشکر خویش را بررسی کرد، سپس رو به سوی قبله کرد، و دو رکعت نماز گزارد، و لشکر نیز پشت سر او به نماز ایستادند. وی سپس نیروها را بر حسب تاکتیک جنگی که داشت، تقسیم‌بندی نمود، و محاصره را آغاز کرد.

فرقه‌های آناتولی که بیشترین نیروها را تشکیل می‌دادند، در سمت راست وی تا ناحیه‌ی دریای مرمره ادامه داشت. در قسمت چپ نیروهای اروپایی که در لشکر وی بودند قرار داشت، و خود سلطان محمد در میانه‌ی لشکر بود که 15هزار از برگزیده‌گان سپاه ینی چری (انکشاری) وی را همراهی می‌کردند.

نیروی دریای عثمانی‌ها نیز با 350 ناوگان جنگی از دریای مرمره عبور کرده، و به بوسفور رسیدند. یکی از اهداف کشتی‌های عثمانی در آب‌های بوسفور جلوگیری از هر نوع کمک‌رسانی خارجی به امپراطور بیزانس بود.

اینگونه بود که شهر قسطنطنیه با 265 هزار جنگجو از زمین و دریا به محاصره‌ی مجاهدان اسلام در آمد. در طول تاریخ هیچگاه شهر قسطنطنیه اینگونه محاصره نشده بود.

سلطان محمد از امپراطور قسطنطنیه خواست تا شهر را به آن‌ها تسلیم کند، و از ریختن خون و هر نوع بی حرمتی جلوگیری شود، ولی امپراطور از پذیرفتن این امر خودداری کرد. وی امیدش به دیوارهای محکم قسطنطنیه و یاری حکومت‌های نصرانی بود. شهر محاصره شده‌ی قسطنطنیه از برخی سرزمین‌ها مانند موره و صقلیه امدادات خارجی دریافت می کرد.

پس از اینکه سلطان محمد نیروهای خویش را به بهترین صورت ترتیب بندی کرد، و سپاهیان در پشت دیوارها به شکل آماده باش در آمدند، به توپخانه دستور داد، تا دیوار شهر را ویران سازند. این کار شبانه روز به وسیله‌ی آتش توپخانه‌ها صورت می‌گرفت. اما دیوار ضخیم شهر قسطنطنیه به این راحتی قابل انهدام نبود، و اگر قسمتی از دیوار خراب می‌شد، سربازان بیزانسی فورا آن را اصلاح می‌کردند. در اثنای حملات توپخانه‌ای به دیوار شهر قسطنطنیه، مردم هر لحظه انتظار سقوط شهر را می‌کشیدند، و قلبشان از ترس و رعب لبریز گشته بود.

در هنگامی که حمله‌ی عثمانی‌ها از راه خشکی شدت گرفته بود، برخی از ناوهای جنگی عثمانی‌ها در صدد بر آمدند تا وارد بندر شاخ طلایی (Golden Horn) شوند. ولی با کشتی‌های بیزانسی و ایتالیایی روبرو شدند، که از آنجا نگهبانی می‌کردند، و عثمانی‌ها مجبور به عقب‌نشینی از آن بندر شدند.

اما سلطان فاتح در فکر راه چاره‌ای برای تصرف این بندر بود، چرا که با فتح آن ضعف قسطنطنیه بیشتر خواهد شد، لذا سلطان محمد با برنامه‌ریزی دقیق کشتی‌های خویش را به داخل بندر رساند، و در آنجا نبرد بین بیزانسی‌ها و نیروی دریایی عثمانی آغاز شد.

کم کم به سقوط قسطنطنیه نزدیک می‌شویم، مجاهدان اسلام از خشکی و دریا، این شهر را محاصره کرده بودند، و مردم هر لحظه منتظر سقوط شهر به دست عثمانی‌ها بودند.

پس از به توپ بسته شدن دیوارهای قسطنطنیه، لشکر عظیم مسلمانان با بیش از 100هزار مجاهد مقابل در اصلی شهر جمع شده بودند، و در سمت چپ 50 هزار تن گرد آمده، و سلطان محمد همراه با لشکر ینی چری در میانه‌ی لشکر بود. بیش از هفتاد کشتی جنگی در بندر شاخ طلایی جمع شده بودند.

حملات دریایی و زمینی آغاز شد، مدافعان شهر قسطنطنیه با قوای خویش از این شهر دفاع می‌کردند، اما سلطان محمد عثمانی هر بار از حیله و تاکتیک جدیدی برای نبرد استفاده می‌کرد. شکست و خستگی برای او معنایی نداشت، گویی که قضای خداوند بر فتح این شهر در صفحه‌ی خلافت وی نوشته شده بود.

هنگامی که سپاه مسلمانان تلاش و کوشش خویش را برای فتح شهر چند برابر کرده بودند، بعضی از سپاهیان ینی چری موفق شدند، خود را به بالای دیوار شهر رسانده، و پشت سر آنان برخی از مجاهدان از دیوار بالا رفته، و توانستند خود را به شهر برسانند. اگر چه مدافعان شهر به شدت به سوی آن‌ها تیراندازی می‌کردند، ولی هنگامی که آرزوی شهادت باشد، مرگ باکی به انسان راه نمی‌دهد.

در قسمت دریایی نیز ناوگان‌های عثمانی موفق شدند زنجیرهای آهنی را که بیزانسی‌ها بر ورودی خلیج گذاشته بودند، برداشته و کشتی‌های خویش را وارد آنجا سازند. با پایین آمدن برخی از عثمانیان از دیواره‌ی شهر و وارد شدن ناوهای جنگی به بندر شاخ طلایی، ترس و رعب بیزانسیان بیشتر شده، و روحیه‌ی جنگی خویش را از دست دادند، و هر کدام از مدافعان به نواحی مختلف فرار می‌کردند. از آغاز حمله‌ی اساسی تا سقوط شهر قسطنطنیه بیش از ساعتی به طول نیانجامید، که این شهر زیر قدم‌های محمد فاتح و مجاهدان همراهش قرار گرفت.

محمد فاتح در شهر قسطنطنیه

هنگامی که خداوند این پیروزی عظیم را به سلطان محمد فاتح ارزانی داشت، وی نیز پس ورودش به شهر قسطنطنیه، از اسب خویش پایین آمد، و سجده‌ی شکر را بجای آورد، سپس به سوی کلیسای "ایا صوفیا" رفت، که بیزانسی‌ها و راهبان در آن جمع شده بودند. سلطان محمد به آن‌ها امان بخشید، و دستور داد تا آن کلیسا را به مسجد تبدیل کنند.

تصویر مقابل مسجد ایاصوفیا در استانبول را نشان می‌دهد. همچنین وی دستور داد تا در کنار محل قبر صحابی جلیل ابو ایوب انصاری که در حمله ی نخستین برای فتح شهر عریقه آمده بود، مسجدی بنا کنند.

پس از فتح قسطنطنیه، لقب فاتح به سلطان محمد داده شد، و از آن روز به بعد این لقب از اسمش جدا نشده است، و بدین لقب معروف گشت. سلطان فاتح پس از فتح قسطنطنیه، این شهر را پایتخت عثمانی‌ها قرار داد، و آن شهر را "اسلام بول" یعنی خانه‌ی اسلام، نامید، که بعدها تحریف گشت، و به "استانبول" تغییر یافت.

 شهر قسطنطنیه از زمان فتح تا سقوط خلافت عثمانی (23  ‌ رجب 1342،1 /  مارس 1924م) پایتخت عثمانی‌ها بود، سپس دولت ترکیه آنکارا را به عنوان پایتخت خویش برگزید.

سلطان فاتح پس از فتح قسطنطنیه با ساکنان این شهر سیاست نرمش و مسامحه را برگزید. وی به کسانی که در اثنای حمله فرار کرده بودند، اجازه داد تا به خانه‌هایشان باز گردند. وی همچنین آزادی دینی را به آن‌ها عطا کرد، و آن‌ها را در عبادت بر اساس ادیان خویش آزاد گذاشت.

فتوحات پس از فتوحات

سلطان فاتح پس از فتح قسطنطنیه، همچنان در اوج جوانی به سر می‌برد و از عمرش بیشتر از 25سال نمی‌گذشت. وی برای کامل کردن فتوحات، و گسترش قلمروی اسلامی دست از جهاد نکشید، بلکه فتوحات در پی فتوحات نصیب وی می‌شد. سلطان محمد دوم برای فتح سرزمین‌های بالکان به راه افتاد، و در سال (863هـ / 1459م) صربستان را فتح کرد، سپس سرزمین موره را در سال (865هـ / 1460م)، و آفلاق و بغدان (رومانی) را در سال (866هـ/1462م)، و آلبانی را بین سال‌های (867 - 884م / 1463 - 1479م)، و بوسنی و هرزگوئین را در بین سال‌های (867 -870 هـ / 1463- 1465م) فتح کرد، و در سال (881 هـ / 1476م) با مجارستان وارد جنگ شد. وی به سوی آسیای صغیر نیز روی آورد، و طرابوزان را در (866 هـ / 1461م) فتح کرد.

یکی از اهداف سلطان محمد فاتح این بود که بتواند بر روم نیز امپراطوری کند، تا بتواند افتخاری دیگر به فتح قسطنطنیه بیافزاید، ولی برای تحقق این آرزو می‌بایست نخست ایتالیا را فتح می‌کرد، لذا ناوهای جنگی عظیمی برای جابجایی نیروهای جنگی خویش ساخت، و در جمادی الاولی سال 885 هـ / 1480م) قوای خویش را نزدیک شهر اوترانت پیاده کرد. نیروهای عثمانی موفق شدند بر قلعه‌ای که در آنجا بود، سیطره پیدا کنند.

وی قصد داشت با فتح این شهر، بقیه‌ی شهرهای ایتالیا را نیز فتح کند، اما در اثنای جهاد با شدت گرفتن بیماری، و عدم علاج آن توسط طبیبان به لقاء الله پیوست، وفات او در 4 ربیع الاول سال 886هـ (3/مایو/1481م) در سن 52 سالگی بود. وی بیش از سی سال در فتوحات و جهاد فی سبیل الله به سر برد.

با مرگ سلطان فاتح، اروپا نفسی تازه کشید، گویی که نفس‌های حبس شده‌ی غربی‌ها، در آن روز از حلقومشان خارج گشت. پاپ رهبر مسیحیان دستور داد، تا به خاطر مرگ سلطان محمد، مسیحیان سه روز نماز شکر بجای آورند. خداوند محمد فاتح را در رحمت و مغفرت خویش قرار دهد، و بهترین جایگاه را در بهشت برین منزل او گرداند.

محمد فاتح مرد فرهنگ و هنر

میادین جهاد و جنگ باعث نشد، که سلطان فاتح را از فرهنگ و توسعه‌ی تمدنی در مدت حکومت سی ساله‌ی خویش باز دارد. وی اگر به مرد فتوحات معروف است، همان طور به مرد فرهنگ و تمدن اسلامی نیز شهرت دارد.

سلطان فاتح فردی شاعر و ادیب بود. دیوان شعری از او بجای مانده است. این دیوان توسط یک مستشرق آلمانی در سال 1322هـ برابر با 1904م در شهر برلین چاپ شد. وی بر مطالعه و قرائت کتب مداومت داشت. علما و شعرا همیشه در همنشینی وی بودند، و بعضی آن‌ها به منصب وزرات نیز بر گزیده شدند.

وی بیش از سیصد مسجد بنا کرد، که در شهر استانبول به تنهایی 192 مسجد و 57 مدرسه و 59 حمام از وی بجا مانده است؛ از مشهورترین آثار معماری که از سلطان محمد فاتح بجا مانده است، می‌توان مسجد سلطان محمد و مسجد ابو ایوب انصاری و قصر "سرای طوب قبو" را نام برد.

سلطان محمد فاتح فردی پایبند به احکام شریعت اسلامی، با تقوا و خدا ترس بود، تاکتیک و استراتژی جنگی وی بسیار پیشرفته بود، که اروپا و حتی جهان در آن روز نظیر آن را ندیده بود. اگر ما مسلمانان می خواهیم به اقتدار خویش همچون روز سعد در قادسیه، و روز صلاح الدین ایوبی در بیت المقدس، و روز محمد فاتح در قسطنطنیه باز گردیم و آن افتخارات را دوباره کسب کنیم، باید برای اصلاح خود و جامعه‌ی خویش گامی اساسی بر داریم، و در کسب تقوا و ترس از خداوند نهایت تلاش را به خرج دهیم.




طبقه بندی: خلافت عثمانی،
[ سه شنبه 2 تیر 1394 ] [ 03:48 ب.ظ ] [ سید مصطفی موسوی ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ


آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
www.iranskin.com/online'>Online User P align=center>