تبلیغات
آه...که چه بگویم

آه...که چه بگویم
نظر سنجی
نظر شما در مورد این وبلاگ چیست؟





ابر برچسب ها
مسجدالنبی منازل بهشت و ارتفاع آن ساکنان مدینه و اوضاع آنان به هنگام هجرت اسلام آوردن سیدنا حمزه پیامبر در طائف مسلمان شدن سیدنا امام عمربن الخطاب(رض) سیرت بعد از نبی غزوهٔ بدر بزرگ بهشت و جهنم عالم برزخ و روز محشر محبت ابوبکد صدیق ولادت پیامبر بیعت عَقَبهٔ دوم غار حرا معماری اسلامی رسول الله خاک بهشت تمدن اسلامی آه...که چه بگویم شیخ مصطفی امامی خوردن و آشامیدن در بهشت «خداوند زیباست و زیبای ها را دوست دارد» ابوبکر صدیق روح آداب غذا خوردن ابوبکر دعوت مخفی پیامبر و مسلمانان پیشتاز قدر و منزلت زن عالم برزخ اولین غذایی که مؤمنان بعد از دخول به بهشت می‌خورند ابو موسی اشعری آداب مسجد نخستین غَزوات مسلمانان بیعت عقبه اول پل صراط تمدن اسلام سدره المنتهی شفاعت پیمان با یهودیان مدینه بهترین پاداش اسرا و معراج پیامبر خلاصه زندگی پیامبر قبل از نبوت فرش انواع گوناگون وحی هجرت پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ از مکه به مدینه مقدّمات هجرت خلفای راشدین عام الحُزن (سال غم)
خلافت الراشد بالله منصور بن الفضل المسترشد (529-530 هـ)

منصور بن الفضل المسترشد ملقب به راشد بالله در سال 502هـ دیده به جهان گشود. در سال 513 هـ پدرش مسترشد بالله برای ولایت عهدی او خطبه خواند، وی در آن هنگام نوجوانی یازده ساله بود، و پس از کشته شدن پدرش در ذی القعده سال 529 هـ برای خلافتش بیعت گرفته شد. او در هنگام عهده‌دار شدن خلافت جوانی بیست و هفت ساله بود.سلطان مسعود سلجوقی از خلیفه راشد بالله خواست تا مبلغ چهار هزار دینار که به خاطر صلح با پدرش مسترشد، منعقد شده بود پرداخت کند. راشد از دفع آن خوداری کرد، و گفت:

هیچ مالی نزد او نیست و هر چه بوده به تاراج برده شده است. با این پاسخ، اختلاف میان خلیفه راشد بالله و سلطان مسعود بالا گرفت.

خلیفه راشد برای حمله‌ی احتمالی سلطان مسعود به فکر تدابیری بود؛ خلیفه عماد الدین زنگی را از موصل فرا خواند. امرا و مردم دور خلیفه جمع شده بودند، و داود بن محمود بن محمد بن ملکشاه به بغداد آمد؛ خلیفه دستور داد تا خطبه برای او خوانده شود، و به عنوان پادشاه با او بیعت کرد، و نام سلطان مسعود را نیز از خطبه حذف کرد، اینجا بود که اختلاف میان خلیفه و سلطان مسعود شدت بیشتری گرفت.

سلطان مسعود با ارتش بسیار بزرگی وارد بغداد شد، و بیش از پنجاه روز بغداد را در محاصره‌ی خویش قرار داد. خلیفه راشد بالله نیز با توصیه‌های عماد الدین زنگی از بغداد روانه موصل شد. سلطان مسعود برای خلع خلیفه دست به کار شد، و برخی از فقها را قانع ساخت تا به خلع راشد بالله فتوا دهند.

 گفته شده سلطان مسعود تعهد خلیفه راشد بالله را با خط خود وی به فقها و قضات نشان داد که مضمون آن اینگونه بود: "هر گاه لشکری جمع کردم و یا خروج کردم و با یکی از یاران سلطان با شمشیر روبرو شدم، خودم را از خلافت خلع کرده‌ام". بدینوسیله فقها و قاضیان به خلع او رضایت دادند. چون راشد باللّه را از خلافت خلع کردند با محمد بن المستظهر بیعت کردند و او را المقتفى لامر الله لقب دادند.

راشد بالله هنگامی که خبر خلع از خلافت به گوشش رسید، از موصل خارج شده و به سوی آذربایجان حرکت کرد. سپس همراه با جماعت خویش به همدان آمده و سپس با آن‌ها به اصفهان آمد. راشد بالله در آنجا به بیماری سختی مبتلا شد؛ در آن هنگام جماعتی از عجم بر او داخل شدند و در شانزدهم رمضان سال 532هـ وی را به قتل رساندند.  گفته شده است، قاتلان وی از فرقه‌ی باطنیه بودند.

خلیفه راشد فردی فصیح، ادیب، شاعر، شجاع، و اهل جود و کرم بود، از بدی کراهت داشته و عدالت را دوست داشت. وی دارای سیرتی پسندیده و خوب بود.




طبقه بندی: خلافت عباسی ها،
[ شنبه 30 خرداد 1394 ] [ 03:42 ب.ظ ] [ سید مصطفی موسوی ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ


آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
www.iranskin.com/online'>Online User P align=center>