تبلیغات
آه...که چه بگویم

آه...که چه بگویم
نظر سنجی
نظر شما در مورد این وبلاگ چیست؟





ابر برچسب ها
سدره المنتهی ابوبکر آداب مسجد محبت قدر و منزلت زن منازل بهشت و ارتفاع آن پیامبر روح اسلام آوردن سیدنا حمزه رسول الله مسجدالنبی بهترین پاداش پل صراط ولادت پیامبر هجرت پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ از مکه به مدینه شفاعت غار حرا ابوبکر صدیق تمدن اسلام عام الحُزن (سال غم) «خداوند زیباست و زیبای ها را دوست دارد» بیعت عقبه اول پیمان با یهودیان مدینه ابو موسی اشعری شیخ مصطفی امامی دعوت مخفی پیامبر و مسلمانان پیشتاز آه...که چه بگویم تمدن اسلامی مسلمان شدن سیدنا امام عمربن الخطاب(رض) عالم برزخ اسرا و معراج خلاصه زندگی پیامبر قبل از نبوت فرش پیامبر در طائف آداب غذا خوردن خلفای راشدین سیرت بعد از نبی انواع گوناگون وحی بیعت عَقَبهٔ دوم خاک بهشت عالم برزخ و روز محشر بهشت و جهنم ابوبکد صدیق نخستین غَزوات مسلمانان خوردن و آشامیدن در بهشت اولین غذایی که مؤمنان بعد از دخول به بهشت می‌خورند مقدّمات هجرت غزوهٔ بدر بزرگ معماری اسلامی ساکنان مدینه و اوضاع آنان به هنگام هجرت
ابو صهیب فرانسوی مردی 63 ساله در سرزمین شام

این همان مفهوم جسد واحد است.. ابو صهیب فرانسوی مردی است 63 ساله که دارای طرز تفکری منحصر به فرد و افکار خارق العاده است. او می­خواست یکی از بزرگترین مردان در کسب و کار در عربستان سعودی باشد وی همچنین صاحب یکی از مشهورترین شرکت­های تونس است. و دستمزد وی در عربستان سعودی نزدیک به 40000 ریال سعودی است.


ابو صهیب قبل از اسلام آوردنش در ارتش فرانسه آموزش دیده است.

ابو مصهب فرانسوی

او در بین ادیان جست و جو می­نمود و این امر سبب اسلام آوردن او در جوانی و در سن 20 سالگی بود، ابو صهیب تنها به هدایت به اسلام اکتفا ننمود بلکه در سخنانش از جهاد و فضل آن سخن می­گفت پس جهاد در قلب او جای گرفت.

برادر ابوصهیب به سوی سوریه روانه شد و ابوصهیب را در جریان نگذاشت پس او بسیار ناراحت شد که او را از دست داده است و در خواب دید که او در منطقه­ای به نام الخراطه در اطراف لاذقیه به شهادت رسیده است و در خواب دید که یک حوری به او آب می­دهد پس عقل از سرش پرید و در جهاد را گشود و دنیا را ترک گفت و به سوی جهاد حرکت نمود و خوانواده و اموال و زندگی راحت را ترک کرد و به مجاهدان در شام پیوست.

او مطمئن بود که برادری را که سبب اسلام آوردن او بوده است خواهد دید.

او بعد از آنکه برادران از کشیدن برق به روستای ما عاجز ماندند به این روستا آمد و توانست برق را به تمام خانه­های روستا باز گرداند و این آگاهی از جمله توانایی­های ذهنی است که خداوند به وی عطا کرده و او نیز آن را د راه خدمت به مجاهدان به کار گرفته است و هیچ منزلی را نمی­توان در روستا یافت مگر این که ابوسهیب فرانسوی برق آن را راه­اندازی نمود.

یکی از روزها ابو صهیب صدایی آشنا را از یکی از بی­سیم­ها شنید پس به سرعت آن را گرفت و به زبان انگلیسی شروع به صحبت کردن نمود و گریه می­کرد، برادران چیزی از سخنان وی را نمی­فهمیدند و پس از آن روشن شد که او همان کسی است که سبب اسلام آوردن ابوصهیب فرانسوی شده است.

فیا سبحان الله جامع ومؤلّف القلوب

ابو صهیب فرانسوی برای تمام کتیبه ها شناخته شده است و تمام فرماندهان او را دوست دارند.

این سخن گوینده در مورد او حق است که او به پا خواسته و با این که سنش بالا است سست نشده و بیشتر عمرش را در پناه خداوند گذرانده است و از شدیدترین ما در حرص بر سنت رسول خدا بوده و هست. و دیگر از شب زنده داری و قرائت قران آن سوال نپرسید.

و به خدا سوگند که این مرد برای تو حجت است. ای کسی که توانایی جهاد کردن را داری اما در مقابل خداوند متکبر شده­ای و به جهاد پشت نموده­ایبدان که یک روز در مقابل خداوند خواهی ایستاد.

خداوند متعال می­فرماید: «‏وَلَوْ أَرَادُوا الْخُرُوجَ لَأَعَدُّوا لَهُ عُدَّةً وَلَكِنْ كَرِهَ اللَّهُ انْبِعَاثَهُمْ فَثَبَّطَهُمْ وَقِیلَ اقْعُدُوا مَعَ الْقَاعِدِینَ‏» توبه 46

«‏اگر(این منافقان نیّت پاك و درست داشتند و) می‌خواستند (برای جهاد) بیرون روند، توشه و ساز و برگ آن را آماده می‌كردند (و مسلّح و مجهّز در خدمت رسول راه می‌افتادند.) امّا خدا (می‌دانست كه اگر برای جهاد بیرون می‌آمدند جز زیان و ضرر نداشتند. این بود كه) بیرون‌شدن و حركت‌كردن آنان را (به سوی میدان نبرد) نپسندید و ایشان را از (این كار) بازداشت. و بدیشان گفته شد: با نشستگان (عاجز و ناتوان، از قبیل: بیماران و پیران و كودكان و زنان، در خانه) بنشینید (چرا كه شایستگی آن را ندارید كه در كارهای بزرگ و راه سترگ خدا گام بردارید).‏»



منبع: منتدیات شموخ الاسلام




طبقه بندی: شناخت علماء،
[ پنجشنبه 4 مهر 1392 ] [ 09:03 ق.ظ ] [ سید مصطفی موسوی ]
خلافت مروان بن محمد بن عبدالملک (127- 132 هـ)

نام کاملش مروان بن محمد بن عبدالملک بن مروان الحکم بن أبی العاص بن أمیة است، کنیه اش أبوعبدالملک است، در سال 72 هجری به دنیا آمد، و مادرش أم ولد بود. او  چهاردهمین و آخرین خلیفه ی اموی محسوب می شود.به او القاب مختلفی داده شده است، به او لقب جعدی نسبت داده شده، مسمای این لقب به خاطر تربیتش به دست جعد بن درهم بوده، و همچنین به او لقب شجاعت و دلاوری نیز داده شده است.او همچنین به سوارکاری و جنگجویی مشهور بود. وی دارای چشمانی درشت، و ریش پرپشت بود.امام ذهبی در سیر اعلام النبلاء می گوید: مروان فردی ادیب و بلیغ بود، ابهت و عظمت پادشاهان در او وجود داشت، ولی با وجود دارا بودن صفات کمال، سعادت به او رو نیاورد، بلکه امور حکومت در زمان او مضطرب شد.


ادامه مطلب

طبقه بندی: تاریخ اموی ها،
[ سه شنبه 5 خرداد 1394 ] [ 05:06 ب.ظ ] [ سید مصطفی موسوی ]
خلافت ابراهیم بن ولید بن عبد الملک(127هجری)

او ابراهیم بن ولید بن عبدالملک بن حکم برادر یزید بن ولید است، لقبش ابواسحاق القرشی بود و نام مادرش، أمة بربریه بوده است. او فردی سفید چهره، زیبا رو، دارای قامتی بلند، و متمایل به چاقی بود.یزید بن ولید قبل از وفاتش دستور داد كه براى برادرش ابراهیم بن ولید، بیعت ولایت عهدی گرفته شود و بعد از ابراهیم  نیز عبد العزیز بن حجاج بن عبد الملك جانشین باشد.علت تعیین ولیعهد این بود كه یزید در سال صد و بیست و شش هجری بیمار شد به او پیشنهاد شد که آن دو تن را برای جانشینى خود تعیین كند؛ و گفته شده که قـدَریها بر یزید اصرار كردند تا دستور دهد که فقط براى آن دو شخص بیعت بگیرند.


ادامه مطلب

طبقه بندی: تاریخ اموی ها،
[ سه شنبه 5 خرداد 1394 ] [ 05:05 ب.ظ ] [ سید مصطفی موسوی ]
خلافت یزید بن ولید بن عبد الملک ( 126هجری)

نام کامل او همراه با نسبش، یزید بن ولید بن عبدالملک بن مروان است، کنیه اش ابوخالد القرشی است، و مادرش "شاه آفرید" دختر فیروز پسر یزدگرد، آخرین پادشاه فارس بود. او به اصالت عربی (از طرف پدرش) واصالت فارسی (از طرف مادرش) و اصالت رومی (از طرف اجداد مادری) خود افتخار می کرد، و می گفت:

أنا ابن کسری وأبی مروان *** وقیصر جدی وجدی خاقان

یعنى من فرزند خسرو و پدرم مروان است جد من قیصر و جد دیگرم خاقان است.



ادامه مطلب

طبقه بندی: تاریخ اموی ها،
[ سه شنبه 5 خرداد 1394 ] [ 05:01 ب.ظ ] [ سید مصطفی موسوی ]
خلافت ولید بن یزید بن عبدالملک (125-126هـ)

نام کامل او ولید بن یزید بن عبدالملک بن مروان بن حکم می باشد؛ کنیه اش ابوالعباس الاموی الدمشقی است. یكی از خصوصیاتش این بود كه شعر مى سرود و شعرش دارای بلاغت وفصاحت بود.او در سال 90 هجری به دنیا آمد، و در هنگام خلافت پدرش (یزید بن عبدالملک)، کم سن و سال بود، و از امور سیاست و حکومت آگاهی چندانی نداشت، روزی که پدرش می خواست ولی عهد تعین کند، او یازده سال بیشتر نداشت، به همین خاطر پدرش ولی عهدی را به هشام، و بعد از او به ولید سپرد.اما یزید بن عبدالملک زنده بود كه پسرش ولید بیست و پنج ساله شد، و از اینكه برادرش هشام را جانشین خویش كرده بود پشیمان شد.


ادامه مطلب

طبقه بندی: تاریخ اموی ها،
[ سه شنبه 5 خرداد 1394 ] [ 04:56 ب.ظ ] [ سید مصطفی موسوی ]
خلافت هشام بن عبدالملک (105- 125هـ)

نام کاملش هشام بن عبدالملک بن مروان بن حکم است، کنیه اش ابوالولید القرشی، مادرش أم هشام دختر هشام بن إسماعیل المخزوعی بود.گفته شده است، او در مدینه و در روایت دیگر در دمشق بدنیا آمده است، که روایت اولی صحیح تر می باشد، چرا که مادرش آن هنگام نزد خانواده اش در مدینه بسر می برد. بر اساس صحیح ترین روایات ولادتش در سال 72 هجری بوده است، و هنگامی که بدنیا آمده، پدرش او را منصور نامیده، چرا که در آن سال بر مصعب بن زبیر پیروز شده بودولی مادرش، نام پدرش هشام را بر فرزندش گذاشت، و پدرش عبدالملک نیز بر این نام موافقت کرد.


ادامه مطلب

طبقه بندی: تاریخ اموی ها،
[ سه شنبه 5 خرداد 1394 ] [ 04:52 ب.ظ ] [ سید مصطفی موسوی ]
خلافت یزید بن عبدالملک (101- 105هـ)

نام کامل او یزید بن عبدالملک بن مروان بن حکم ، وکنیه اش ابوخالد است، مادرش عاتکه دختر یزید بن معاویه می باشد؛ در سال 72 هجری، و در روایت  66 هجری دیده به جهان گشود،او فردی بلند قامت، سفید پوست، و صورتش گرد مانند بود.او قبل از خلافتش در قریش فردی محبوب و دوست داشتنی بود، و تواضع و فروتنی اش سبب شده بود، تا مردم در حیات اجتماعی به اموراتی که به او سپرده می شد، راضی شوند.یزید بن عبدالملک به دست علماء بزرگی همچون ضحاک بن مزاحم، وعامر بن شراحبیل، و ... تربیت یافته، و آداب و اخلاق را از آنها فرا گرفت، این علماء به دستور پدرش عبدالملک انتخاب شده بودند، تا فرزندش را به نحو احسن تربیت کنند.


ادامه مطلب

طبقه بندی: تاریخ اموی ها،
[ سه شنبه 5 خرداد 1394 ] [ 04:51 ب.ظ ] [ سید مصطفی موسوی ]
عمر بن عبدالعزیز (61 - 101 هـ) (3)

فرقه ی خوارج در عهد علی بن ابی طالب بعد ار معرکه صفین در سال 37 هجری به وجود آمد. از مهمترین اعتقادات آنها عبارتند از:الف: تکفیر علی بن ابی طالب و عثمان بن عفان رضی الله عنهما، و أبوموسی اشعری، وعمرو بن العاص.ب)- اعتقاد به جایز بودن خروج علیه امامج)- اعتقاد به کافر بودن شخصی که مرتکب گناهان کبیره شده، و جاویدان بودن آنها در آتش جهنم. این سه تا، از اصول معتقدات خوارج می باشد، حرکت خوارج در دوره ی امویان ادامه داشته، گاهی وقتها فعال بوده، و برای خود تبلیغ می کردند، و خیلی وقتها، خلفاء اموی با شدت با آنها مقابله کرده، و شوکت و قدرت آنها را در می نوردید.


ادامه مطلب

طبقه بندی: تاریخ اموی ها،
[ سه شنبه 5 خرداد 1394 ] [ 04:48 ب.ظ ] [ سید مصطفی موسوی ]
عمر بن عبدالعزیز (61 - 101 هـ) (2)

همان طور که قبلا بیان شد، یکی از حسنات و خوبیهای سلیمان بن عبدالملک این بود، که نصیحت فقیه و عالم وقت، رجاء بن حیوه را گوش داد، و در مرض الموت خود، عمر بن عبدالعزیز را جانشین خویش قرار داد.سلیمان بن عبدالملک در طی وصیت نامه ی عمر بن عبدالعزیز را جانشین خود قرار داده، وچنین نوشت: بسم الله الرحمن الرحیم، این کتاب از جانب بنده خدا، سلیمان بن عبدالملک، برای عمر بن عبدالعزیز است، همانا من بعد از خودم، او را خلیفه ی شما قرار دادم، و بعد از او یزید بن عبدالملک، پس حرفهای او را گوش دهید، و از او اطاعت کنید، و تقوای خدا پیشه کنید،


ادامه مطلب

طبقه بندی: تاریخ اموی ها،
[ سه شنبه 5 خرداد 1394 ] [ 04:46 ب.ظ ] [ سید مصطفی موسوی ]
عمر بن عبدالعزیز (61 - 101 هـ) (1)

نام اصلی او عمر می باشد، هر جا ذکری از او شود، اسم او همراه با اسم پدرش ذکر می شود، و این ستنی است که اعراب از قدیم الایام از خود به جای گذاشتند، وشخص را به پدرش منسوب می کنند، و اسلام نیز بر این سنت اقرار کرده است؛ این شخصیت زاهد و مؤمن نزد مردم به نام عمر بن عبدالعزیز شناخته می شود.عمر بن عبدالعزیز و جد مادری او، عمر بن خطاب دو شخصیتی هستند، که وجه تشابه زیادی با هم دارند، شخصیت وعدالت این دو عمر، صفحات زیادی از کتب تاریخ را به خود مشغول کرده، و متفکرین و اندیشمندان زیادی در باره آنها قلم فرسایی کرده اند...


ادامه مطلب

طبقه بندی: تاریخ اموی ها،
[ سه شنبه 5 خرداد 1394 ] [ 04:45 ب.ظ ] [ سید مصطفی موسوی ]
خلافت سلیمان بن عبد الملک (96 – 99 هـ)

او سلیمان پسر عبدالملک بن مروان بن الحکم هفتمین خلیفه ی اموی است، وی به سال 54 هجری در مدینه ی منوره دیده به جهان گشود، و دوران رشد و نمو خود را در شام گذرانید.او فردی سفید چهره، ابروهایش به هم نزدیک، و صورتش بزرگ جلوه می داد، از نظر گفتاری فردی فصیح و بلیغ بود. عدالت و حق را دوست می داشت، خود او و خانواده اش به مسائل شرعی و دینی اهتمام خاصی می دادند. التزامش به قرآن و سنت بالا بود، و آن دو را از حکومت خود جدا نمی ساخت.وی با عائشه دختر عبدالله بن عمرو بن عثمان بن عفان، ازدواج کرده، و یحیی و عبیدالله را برای او به دنیا آمد.


ادامه مطلب

طبقه بندی: تاریخ اموی ها،
[ سه شنبه 5 خرداد 1394 ] [ 04:38 ب.ظ ] [ سید مصطفی موسوی ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.

تعداد کل صفحات : 89 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

درباره وبلاگ


آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
www.iranskin.com/online'>Online User P align=center>